نسخه جدید
مدتی پیش، سيمای خارجی جمهوری اسلامی (جام جم) فيلم هايی از سالن تمرين وزنه برداری و کشتی ايران را در يک گزارش ورزشی پخش می کرد. دوربين هر چند دقيقه يکبار متمرکز می شد روی ورزشکارانی که هنگام بلند کردن وزنه می گفتند “يا امام زمان”، “يا ابوالفضل و يا وقتی وارد تشک کشتی می شدند می گفتند “يا حسين” و…
اين ياری طلبيدن ها به امروز و ديروز بر نمی گردد. در گذشته های شاهنشاهی هم بود. نامجو هم می گفت، ملاقاسمی هم همينطور و… اما آنچه دوران کنونی را با آن دوران متمايز کرده سوء استفاده حکومت از اين باورهای مذهبی- تاريخی مردم برای پيش بردن اهداف سياسی خود است. حکومت اين اعتقادات مذهبی را به عرصه سياست و قدرت کشانده است. تاريخ فراموش نخواهد کرد که علی مشکينی امام جمعه قم و رئيس مجلس خبرگان بجای انتقاد از انتخابات کودتائی مجلس هفتم، برگزاری اين انتخابات را به رهبر تبريک گفت و آن را به حساب “صاحب زمان” گذاشت:
”بازگشايی مجلس هفتم را به خود مجلسيان كه مورد اعتماد ميليون ها مسلمان پايبند به دين و قانون قرار گرفته اند و رهبر معظم انقلاب تبريک می گويم و تشكر ويژه از حضرت بقيه الله (عج) دارم كه وقتی هفت ماه پيش در شب قدر فرشتگان الهی ليست اسامی نمايندگان مجلس هفتم و نام و آدرس آنها را به حضرت دادند، حضرت هم همه آنها را امضا كردند.” مردم ما به خوبی دريافته اند که تفاوت اين “يا امام زمان”، با آن “يا امام زمان” که رضازاده هنگام بلند کردن وزنه می گويد باندازه سرقت اعتماد مردم و گذاشتن کلاه بر سر يک ملت ۷۰ و چند ميليونی است.
ويا محمد محمدی گلپايگانی رييس دفتر آقای خامنه ای، که با تيتر آيت الله، وی هم صدر نشين روحانيون شده است اين ادعا را در مسجد جامع شهر ايلام مطرح می کند که رهبر جمهورى اسلامى نه تنها با امام زمان در ارتباط دائم است بلکه خود وی نيز دارای الهام الهی است و “شناسايی نقشه و توطئه دشمنان اسلام از ويژگی های مقام رهبری می باشد كه البته “ الهام الهی” نيز در اين امر دخيل می باشد. شناسايی توطئه دشمن در تلاش برای به تأخير انداختن انتخابات مجلس هفتم از مصاديق الهام الهی بود.”
در حالی که اخبار فراوانی از رابطه روحانيون حکومتی ايران و رهبر با امام زمان منتشر می شود سايت بازتاب در روز ۲۷ آذر ۱۳۸۴ با عنوان “ ناگفتههايی از پيچيدهترين مدعی ارتباط با امام زمان” خبر می دهد که آيتالله تبريزی میگويد: كسانی كه اينگونه ادعاها را میكنند، مردم در جلساتشان شركت نكنند تا جلسات آنان تعطيل شود. و فاش می کند که “ آيتالله سيستانی، كسانی را كه مدعی ملاقاتهای مرتب با امام زمان هستند، “دجّال” میداند.” در حقيقت آقای سيستانی همانی را وفادارانه مطرح کرده است که آخرين نايب امام خاص ۶ روز پيش از فوت خود به عنوان آخرين “توقيع” امام زمان به مردم نشان داد که بعدا به آن خواهيم رسيد.
ولی متاسفانه جلسات عوامفريبان ادامه دارد و تعداد “دجال” معمم و مکلا که ادعای کراماتی از شمار “هاله نورانی “ احمدی نژاد و ارتباط با امام زمان دارند روز به روز بيشتر می شود. و به مرور آن چه قرار بود فقط برای تحکيم حکومت ولايت فقيه اختصاصی در بيت رهبری محفوظ بماند در جا های ديگر هم شيوع مصرف پيدا می کند و اکنون به يک مساله اجتماعی و سياسی حاد جامعه تبديل شده است.
می بينيد، تفاوت نقش “امام زمان”ها و “ياحسين”های پيش و پس از انقلاب و در دو نظام شاهنشاهی و جمهوری اسلامی را؟ حالا، بحث از همينجا آغاز می شود.
با نگاهی به تاريخ مدون اسلام و تاريخ رسمی شيعه دوازده امامی در می يابيم؛ پس از درگذشت پيامبر اسلام، روايات خانواده و صحابه وی در برخی موارد اختلاف پيدا كرده است. مثلا در مورد چگونگی درگذشت ايشان، عايشه زن محبوب پيامبر- مشهور به “ام المومنين” – با ذكر جزئياتی ازجمله مسواك كردن دندانها، آخرين لحظات عمر ايشان را در آغوش خويش بيان كرد. اما چندی بعد روايات شيعه اين درگذشت را در آغوش علی پسر ابوطالب و داماد ايشان ديدند. که دريک روز به روايت کلينی در اصول کافي” حضرت محمد در روز وفاتش به علی هزار باب حديث آموخت که هر بابی مفتاح هزار حديث بود.” يعنی يک ميليون حديث در يک روز! که البته اولی با منطق همخوانی بيشتری دارد تا دومی، چرا که خيلی طبيعی است مردی در کنار و حتی در آغوش همسر خويش جان به جان آفرين تسليم کند و آخرين لحظات زندگی اش را با خانواده و يا همسرش سر کند.
اكثريت جامعه انصار و مهاجر مدينه پس از تنش هايی، جانشينی پيامبر را، با اجماع امت “نظرخواهی عمومی” بيان كردند و به انتخاب ابوبكر پدر همسر پيامبر اسلام رسيدند. اقليت معدود طرفداران علی، واقعه غدير و تفسير هايی از برخی آيات قرآن را برای تاييد جانشينی موروثی وی اظهار كردند. هرچند منتقدان می گويند با توجه به اين كه در مسايل جزيی، مانند اجازه يافتن پيامبربرای داشتن همسرانی بيش از ساير مسلمانان، و حتا نحوه ورود و خروج مسلمانان به منزل ايشان آياتی در قرآن وجود دارد. اگر جانشين خاصی هم برای ايشان تعيين شده بود، اين مساله هم به شكلی در آياتی بيان می شد.
چندی نگذشت که در نحوه موروثی بودن خلافت و امامت در شيعه اختلاف بوجود آمد. شيعه اماميه، حسن و حسين- دو فرزند نخستين علی- را، به عنوان جانشينان موروثی ايشان پذيرفت ولی محمد فرزند سوم وی را به امامت نشناخت و او را به جای محمد پسر علی (كه رسم قبايل عرب بود) به نام قبيله مادر وی،”محمد پسر حنفيه” نام بردند. درحاليکه نقش وی در خونخواهی حسين (شهيد كربلا) امام سوم و در رهبری مختار غيرقابل انكار است؛ نام بردن او از سوی فقها شايستگی حتا “عليه السلام” رايج در متون مذهبی شيعه دوازده امامی را نيافت.
پس از آن، طرفداران زيد پسر علی و امام چهارم (زين العابدين) كه به جای مناجات خوانی مانند پدر، در مبارزه با هشام پسر عبدالملك خليفه اموی كشته شد و بدن وی در كوفه مصلوب و سر او درشهر های مهم خلافت برستونی به نمايش گذاشته شد، حساب خود را جدا كردند كه به شيعه زيديه مشهورند. بقيه شيعه، محمد مشهور به باقر فرزند ديگر امام چهارم را كه از فعاليت سياسی گريزان بود به عنوان امام پنجم پذيرفتند. در مورد جانشينی امام ششم جعفر صادق هم باز اختلاف پيش آمد. برخی انتصاب فرزند چهارم وی موسی كاظم را نپذيرفتند و فرزند ارشد ش اسماعيل را به عنوان تداوم منطقی امامت يافتند. كه اكنون به شيعه اسماعيليه مشهورهستند. شيعيان دوازده امامی پس از اين انشعاب بزرگ، علی پسر موسی (وليعهد و داماد مامون خليفه عباسی) را به عنوان امام هشتم (امام رضا) به رسميت شناختند بين.امام نهم تا يازدهم هيچگونه انشعاب مهمی اتفاق نيافتاد اما پس ازفوت حسن عسگری (امام يازدهم)، اختلاف مهمی بين خانواده وی افتاد. در حالی که شيعه اماميه در سخت ترين شرايط فکری تحت هجوم متفکرين شيعه زيدی و اسماعيلی (به ويژه شاخه فاطمی) قرار داشت مشکل وجود و يا عدم وجود فرزندی از حسن عسگری که در سامره دفن شد، به يک مساله مهم خانوادگی و مذهبی و سياسی برای بازماندگان علويان تبديل شد. کنيز امام حسن عسگری ادعا کرد که از وی حامله است، دوسال زير نظر باقی ماند خبری نشد. و برخی ادعا کردند امام يازدهم فرزندی به نام محمد داشته است که با فوت حسن عسگری در ۶ سالگی به امامت رسيده و در همان سال (برخی می گويند در ۸ سالگی و شماری اعتقاد دارند در ۹ سالگی) در سرداب زيرزمينی خانه خويش ناپديد شده است. بايد تصريح کرد که”سرداب، محوطه زير زمينی است که حوضچه ای نيز دارد. اين گونه سردابها در خانه های مرفه ايران و عراق وجود داشته و به هنگام گرما به آن پناه می بردند.”
پس ازادعای ناپديد شدن “ امام دوازدهم”، کسانی را كه می گفتند با وی هنوز در ارتباط هستند خود را نايب وی معرفی کردند. سرانجام چهارمين نايب امام دوازدهم به نام علی پسر محمد سامرايی ـ شايد با مشاهده تصرف مصر بوسيله فاطمی ها “ شيعه اسماعيلی” ـ با پيش بينی اين كه ظهور امام غايب نزديك است جانشينی تعيين نكرد. از آن پس به مرور روحانيون وفقيهان با نفوذ كلام و وابستگی محلی، قبيله ای و يا سرزمينی هريك برای خود طرفدرانی دارند و زير هدايت مراجع تقليد سازمان يافته اند. اکنون پس از بيش از هزار سال دستگاه ولايت فقيه به نام نيابت از امام زمان بر ايران حکومت می کند و ادعای حکومت جهانی دارد و در حال تهيه مقدمات تسليحاتی آن است.
البته اين روايت رسمی فقهای شيعه دوازده امامی مورد تائيد همه نيست. اگر نگاهی به وضعيت توالد و ادامه نسل امام اول توجه کنيم؛ تعداد فرزندان پسر آنان که توارث امامت بر اساس آن قرار دارد ـ مانند همه اعضای قبايل عرب ـ يکسان نيست. اگر علی ۱۸ پسر داشت، حسن ۲۰، حسين ۳، سجاد ۱۲، باقر ۵، جعفر ۷، موسی ۱۸، رضا ۱، محمد تقی ۲، علی النقی ۴ فرزند پسر داشته اند. تقريبا همه مورخين به جز موارد استثنايی (از جمله ادعا در مورد تعداد زياد فرزندان موسی، مشهور به سادات موسوی) در اکثريت قريب به اتفاق اين موارد هم قول هستند. اما در اين که حسن عسگری اساسا صاحب فرزندی بوده است اختلاف نظر وجود دارد. برخی اعتقاد دارند که امام دوازدهم اصلا وجود نداشته است که غايب شود. زيرا حسن عسگری (امام يازدهم) قادر به توليد فرزند نبوده است.
هر چند روحانيون اخباری حديث های زيادی در باره امام دوازدهم (برخلاف نص صريح قرآن ـ در ۲۰سوره ـ که غيب گويی و معجزه را از سوی حضرت محمد ممکن نمی داند) حتا قبل از تولد وی (!!) از”امامان” قبلی نقل می کنند و از شکل و شمايل آن خبر می دهند؛ از باقر امام پنجم روايت شده است كه: او شخصى است سرخ و سفيد با چشمانى گود و فرو رفته و ابروانى برجسته و پرپشت و شانهاى پهن و بر سرش حزاز(شوره) و بر چهرهاش نشانهاى است.”
در اسعاف الراغبين نوشته صبان مصرى آمده است كه مهدى “جوانى است سيه چشم و كشيده ابرو و خميده بينى (بينى عقابى) با ريشى انبوه و پرپشت كه بر گونه و دست راستش خال دارد. در فصول المهمهی نيز گفته شده است كه رنگ چهره آن حضرت بين گندمى و سپيدى است. بعدا خواهد آمد كه چون آن حضرت ظهور كند سالخورده اما جوان چهره است به طورى كه بيننده گمان مىكند وى چهل سال يا كمتر از آن دارد.”
شاهدان تاريخی موجوديت “امام دوازدهم” بسيار نادرند و حتا در روايت آنان به ويژه دو نفر، که فقيهان و مورخين شيعه دوازده امامی از آنان به عنوان منابع موثق و شاهدان تولد و وجود امام دوازدهم نقل قول می کنند اين شک و ترديد و ناباوری مشاهده می شود. در نوشته های شيخ صدوق(ابن بابويه متوفای سال ۳۸۱ هـ ق)و شيخ طوسی (بنيانگذار حوزه نجف متوفای سال ۴۴۸) که اين روايات را برای اولين بار ثبت کرده اند شاهد تولد فرزند حسن عسگری، فقط عمه وی ذکر شده است. بخش اول اين روايت به شرح زير است که در آن شک وترديد کاملا مشهود است:
“ حكيمه خاتون می گويد: يك روز به منزل امام حسن عسكری (ع) رفته بودم و تا هنگام غروب آفتاب، خدمت حضرت بودم، چون خواستم برگردم، ايشان به من فرمودند: عمه جان! امشب نزد ما بمان، در اين شب فرزندی متولد می شود كه خداوند زمين را به وسيله او با علم و ايمان و هدايت زنده می كند، پس از اين كه با رواج كفر و گمراهی مرده باشد. عرض كردم: از چه كسی؟ من كه در نرجس، آثار حمل نمی بينم. حضرت فرمودند: خداوند حمل او را چون حمل مادر حضرت موسی (ع) مخفی قرار داده است….”
شاهد معتبر ديگر”حسن بن ايوب بن نوح” است که از شمار مباشران و کارگزاران برادر حکيمه خاتون يعنی علی النقی امام دهم و نواب چهارگانه در بغداد بود در نتيجه می تواند شهادت مصلحت جويانه و سود آور تلقی گردد، که می گويد:
“ما براى پرسش درباره امام بعدى، به محضر امام عسكرى -عليه السلام- رفتيم. در مجلس آن حضرت چهل نفر حضور داشتند. عثمان پسر سعيد عمرى بپاخاست و عرض كرد: مىخواهم از موضوعى سؤال كنم كه درباره آن از من داناترى. امام فرمود: بنشين. عثمان با ناراحتى خواست از مجلس خارج شود. حضرت فرمود: هيچ كس از مجلس بيرون نرود. كسى بيرون نرفت و مدتى گذشت. در اين هنگام، امام، عثمان را صدا كرد. او بپاخاست. حضرت فرمود: مىخواهيد به شما بگويم كه براى چه به اينجا آمدهايد؟ همه گفتند: بفرماييد. فرمود: براى اين به اينجا آمدهايد كه از حجت و امام پس از من بپرسيد. گفتند: بلى….”
بايد توجه داشت که در اين روايت از شخص ديگری که نامبرده می شود، عثمان پسر سعيد عمری است که اولين جانشين امام و سر سلسله نايبان امام است. به همين جهت جالب است بدانيم که وی چه کسی است که به چنين مرتبتی در شيعه دوازده امامی رسيده است که آقای خامنه ای پس از ۱۲ قرن جای وی را گرفته است وشيخ مصباح يزدی هم برای جانشينی وی دندان تيز کرده و در حال تدارک آن است.
با بررسی تاريخ شيعه متوجه می شويم که چهار نايب خاص”امام غايب” صاحب هيچگونه نوشته و تاليفی نبوده، نه از بزرگان دانش و علم وسياست و نه مذهب بوده اند. حتا فقيه شيعه نبوده اند. بلکه همگی کاسبان شهر سامره محل سکونت چهار امام آخر بوده اند که سهم امام را از روستاييان، پيشه وران شيعه جمع آوری می کرده اند. ما در مقابل منتقدين که می گويند در پيدايش افسانه وجود امام دوازدهم و غيبت، مساله اقتصادی يعنی جمع آوری و تقسيم سهم امام نقش اساسی داشته است، زبانمان کوتاه است. زيرا اگر ۹۰ نفر فرزندان پسر نخستين ۱۱ امام را در نظر بگيريم، در سال فوت حسن عسگری (۲۶۰ هجری قمری) در طی بيش از دو قرن و ۹ نسل تواليد، به هزاران فرزندان امام “سادات” تبديل شده و از اين محل يعنی سهم امام امرار معاش می کردند.
اين خيل طايفه هاشمی که پس از شهادت حسين “امام سوم” و دست برداشتن بقيه امامان شيعه اماميه از مجادله بر سر قدرت هر چند تحت کنترل و آزار برخی از خلفای عباسی بودند ولی همگی در رفاه زندگی کردند. حتا امام هشتم و نهم داماد خليفه بودند. فرزندان انقلابی اين امامان از جمله زيد فرزند امام چهارم، اسماعيل فرزند امام پنجم از آنان جدا شده و مورد تکفير قرار گرفتند. همه اين ها شيعه اماميه را از لحاظ نظری در مقابل ساير فرقه ها به ويژه شيعه اسماعيلی و زيدی و باقيمانده شيعه کيسانيه که درسرزمين تاريخی ايران، مصر و يمن اکثريت داشتند، و با خلفا در جنگ وستيز بودند در شرايط دشواری قرار می داد.
علاوه برآن، از نظر تامين معاش هم که امام بعدی می بايست با بهره گيری از ساختار شبکه طرفداران شيعه اماميه نان آور اين خاندان باشد، آنان را در مضيقه قرار می داد. به ويژه بايد توجه داشت که اولين “نايب امام” قبلا کارگزار و حسابدار امام دهم و يازدهم نيز بوده است. شبکه جمع آوری سهم امام طی اين سال ها زير نظر عثمان پسر سعيد عمری و پسرش محمد (ابوجعفر) سازمان يافته بود.
عثمان پسر سعيد دکاندار روغن فروش بود از قبيله بنى اسد و به مناسبتسكونت در شهر سامراء او هم مانند” امام يازدهم” عسكرى ناميده مىشد. در محافل شيعه از او به نام “سمان” (روغن فروش) ياد مىشد. شيخ طوسی (ابن بابويه) در کتاب الغيبه می نويسد، “سهم امام را، كه شيعيان به وى تحويل مىدادند، در ظرفهاى روغن قرار داده به محضر امام عسكرى مىرساند. او مورد اعتماد و احترام عموم شيعيان بود.” احمد بن اسحاق قمى اشعرى، استاد شيخ صدوق كه خود از بزرگان شيعه مىباشد، مىگويد:
“روزى به محضر امام هادى(علی النقی امام دهم) رسيدم و عرض كردم: من گاهى غايب و گاهى (در اينجا) حاضرم و وقتى هم كه حاضرم هميشه نمىتوانم به حضور شما برسم. سخن چه كسى را بپذيرم و از چه كسى فرمان ببرم؟ امام فرمود: “اين ابو عمرو (عثمان پسر سعيد عمرى روغن فروش)، فردى امين و مورد اطمينان من است، آنچه به شما بگويد، از جانب من مىگويد و آنچه به شما برساند، از طرف من مىرساند. “
احمد پسر اسحاق سپس ادامه می دهد: “پس از رحلت امام هادى روزى به حضور امام عسكرى-عليه السلام- شرفياب شدم و همان سؤال را تكرار كردم. حضرت مانند پدرش فرمود: اين ابو عمرو مورد اعتماد و اطمينان امام پيشين و نيز طرف اطمينان من در زندگى و پس از مرگ من است. آنچه به شما بگويد از جانب من مىگويد و آنچه به شما برساند از طرف من مىرساند.”
محمد بن جرير طبرى مورخ بزرگ اسلام می نويسد؛ احمد پسر اسحاق قمى اشعرى، نماينده حسن عسكرى بود. پس از فوت وی نماينده “امام زمان”شد. “او وجوه و حقوق مالى قم و اطراف آن را گرد آورى نموده و به امام مىرساند. احمد بن اسحاق صد و شصت كيسه طلا و نقره را كه از شيعيان قم گرفته بود، به امام تسليم كرد و اين، حجم چشمگير وجوه جمعآورى شده را نشان مىدهد.”
اين شواهد تاريخی نشان می دهد کارگزاران و نمايندگان امامان شيعه به رهبری عثمان سمان(روغن فروش) در نيمه اول قرن سوم هجری به چنان سازماندهی مالی و اقتصادی در ميان شيعيان دست يافته بودند، چنان منافع مالی مهمی در ميان بود که اگر امام دوازدهمی وجود نداشت، همانطور که جعفر پسر امام دهم، برادر امام يازدهم اذعان داشت که حسن عسگری فرزندی ندارد. و يا حتا روايت طرفداران عثمان روغن فروش پذيرفته شود که می گويند او صاحب فرزندی بوده و درکودکی در کنار حوضچه سرداب خانه ناپديد شده بود.
عقل و تدبير و “تقيه” شيعه دوازده امامی که راه را برای گفتن هر آن چه باور نداريم باز می کند؛ حکم می کند که اين ساختار کليانتليسم راهی برای تداوم دستيابی به اين منبع درآمد کلان پيدا کنند. در اين مورد هم دفاع فقهای شيعه از “مصلحت نظام” کليانتليسم اولين نايب امام يعنی عثمان روغن فروش هرچند قابل دفاع نيست ولی از سوی پژوهشگران می تواند قابل فهم باشد. طرفداران شيخ مصباح يزدی در مقابل اين که چرا حرف جعفر پسر امام علی النقی و برادر امام حسن عسگری که از “خانواده عصمت و طهارت” است را باور نکنيم ولی روايت عٍثمان روغن فروش را باور کنيم که در هر صورت منافع سرشاری از جمع آوری سهم امام می برد پاسخی ندارند. زيرا همين خشت اول عثمان روغن فروش(سمان) است که ساختمان دستگاه ولايت فقيه را تا عرش اعلای حکومت در ايران به ميراث گذاشته است.
اين تناقض ها در همان زمان هم نظر متفکرين را به خود جلب می کرد. از شيخ كلينى كه هم زمان حسين بن روح(سومين نايب امام) بود پرسيدند كه:
چطور شد شما كه عالم و مجتهديد نايب خاص امام زمان نشديد ولى يك نفر كاسب نايب حضرت شد؟ وی پاسخ داد:” چون او راز دارتر از من بود. اگر حضرت زير عبايش باشد مىگويد: حضرت مهدى كجاست؟ ولى اگر من بدانم حضرت مهدى مثلا در بغداد است طاقت نمىآورم و اگر يك نفر پرسيد مىگويم. حضرت در بغداد است.”
سنجش اعتبار استدلال اين فقيه برجسته قرن چهارم در پناه تقيه در اين مورد به عهده خوانندگان است. ولی حقيقت مطلب اين است که فقها اين دستگاه نواب امام زمان را برای حفظ و تداوم شيعه و تامين زندگی خود واين هزاران سادات ضروری تشخيص دادند و از آن پشتيبانی کردند. و با تقويت اين باور به مرور زمان خود جای کاسبان سامره را گرفتند وآن را در دوران صفويه به چنان اصل لايتغيری (دگمی) تبديل کردند که ديگرکسی جرات پرسش نداشته باشد.
در عصر غيبت صغرى، علاوه بر اينها، افراد ديگرى هم پيدا شدند كه مدعى سفارت و نيابت خاص امام بودند و خمس مردم را مطالبه می کردند. ابو محمد شريعى، محمد بن نصير نميرى، احمد بن هلال كرخى، ابو طاهر محمد بن على بن بلال و محمد بن على شلمغانى از مشهور ترين افراد اين گروه بودند. شلمغانى از فقهاى شيعه شمرده مىشد و حتى كتابى به نام “تكليف” نوشته بود.ولی با تکفيرنايبان خاص کشته شد. اينجا بود كه نواب خاص امام به مقابله با آنان بر مىخاستند و گاه در طرد و لعن آنان از ناحيه امام غايب توقيع(حاشيه نويسی نامه ها از سوی امام غايب) می آوردند. اکثر توقيعاتی که از سوی نواب چهارگانه آورده می شد يا در رد و تکفير ديگر مدعيان بوده است يا در مورد مسايل و مشکلات يک قشر مرفه بازاری و پيشه ور که خود در جمع آوری از سهم امام(خمس در آمد) نقشی اساسی و سهمی در آن داشتند. مثلا در اصول کافی شيخ کلينی مضمون يکی از اين توقيعات چنين بيان شده است:
“ محمد بن صالح گويد: کنيزی داشتم که از او خوشم می آمد. به حضرت امام مهدی (در زمان غيبت صغری) نامه نوشتم و از او خواستم که با علم کامل مرا در امر باردار ساختن او راهنمايی کند. جواب آمد: باردارش ساز. خدا هر چه خواهد می کند. پس با او نزديکی کردم و آبستن شد. سپس بچه را سقط کرد و خودش هم مرد.”
در آغاز قرن چهارم هجری همزمان با آزار شيعيان در بغداد بوسيله خلفای عباسی، آل بويه(شيعه زيدی) در ايران به قدرت رسيد و فاطميان در شمال آفريقا بويژه در مصر خلافت (شيعه اسماعيلی) بر پا کردند. در چنين فضايی آل بويه به تصرف بغداد نزديک می شد. طبق روايت شيخ طوسى(ابن بابويه) در كتاب”الغيبه”می نويسد که علی پسر محمد سامره اى چهارمين و اخرين نايب خاص “امام غايب” نقل كرده است كه وى چند روز پيش از وفات خود توقيعى از سوى “امام زمان” براى مردم آورد كه در آن چنين آمده بود:
“بسماللّه الرحمن الرحيم.
اى على بن محمد سمرى؛ خداوند پاداش برادرانت را در مرگ تو بزرگ گرداند. تو تا شش روز ديگر مىميرى. پس كارت را سامان ده و به كسى به عنوان جانشين پس از خود وصيت مكن كه ديگر غيبت تامه واقع شده است. ديگر ظهورى نيست مگر به اذن خداوند و آن پس از مدتى دراز و بعد از آن كه دلها سخت شد و زمين از ستم پر شد، به وقوع خواهد پيوست. به زودى از شيعيانم كسانى خواهند آمد كه ادعاى ديدار مرا مىكنند. آگاه باشيد هر كس پيش از خروج سفيانى و صيحه (ندا) آسمانى ادعاى ديدار مرا كرد، دروغگو و مفترى است.”
بر اين اساس بنا نوشته ای که علی پسر محمد سامره ای نشان داد و ادعا کرد که امام غايب آن را نوشته است، از سال ۳۲۹ هجری غيبت کبرای امام زمان شروع شد و هنوز ادامه دارد. بايد توجه داشت که باور به باز گشت امام پنهان(مستور) به شيعه دوازده امامی اختصاص ندارد و يا بازگشت ناجی بشريت چيزی نبود که شيعه دوازده امامی از خود ابداع کرده باشد. بلکه قبل از عثمان روغن فروش(سمان) شماری از طرفداران شيعه کيسانيه يعنی طرفداران محمد پسر علی امام اول که محمد حنفی مشهور بود اين اعتقاد را داشتند که او نمرده است و همچنان مانند يک امام مستور(غايب، پنهان) زندگی می کند. پس از آن طرفداران شيعه اسماعيليه اعلام کردند که از امام هشتم به بعد همه امامان مستور هستند.
اين اعتقاد به بازگشت امام يا پيغمبر و نجات بشريت بوسيله آنان برای اولين باردر ميان اديان يکتاپرستی به وسيله دين يهود تدوين شد و از اين طريق در اديان مسيحيت و اسلام به ويژه شيعه نفوذ پيدا کرد. “ماشياح” يهود تا قبل از سال ۶۰۰۰ يهود يعنی پيش از ۳۳۴ سال بر روی زمين خواهد آمد تا سرزمين حضرت داود را آباد کند و معبد سوم يهود را در اورشليم (بيت المقدس) بسازد. نشانه های پيش از ظهور ماشياح (مسيح) بی نزاکتی جوانان در برابر پيران، بلند نشدن از زمين به احترام آنها، فراوانی محصولات ولی گرانی آنها، اتحاد فرزندان اسماعيل با دشمنان قوم يهود و… گفته می شود. در حاليکه برای شيعيان دوازده امامی شواهد پيش ظهور آمدن ياجوج و ماجوج، دجال بد سگال، بادی سياه در بغداد، گرفتن ماه، ايستادن آفتاب از ظهر تا عصر و يا به قول مجلسی (تئوريسين دربار صفويه) در بحار الانوار از”حضرت امام صادق” روايت کرده است:
“چون زنان برزين ها در پشت اسبان سوار شوند و از ايشان بوی خوش به مشام مردان رسد، همانا که آخرالزمان نزديک شده است و در آن هنگام به قم و حوالی آن پناه بريد که از اين هر دو موضع در آن اثری نباشد.”
در هر صورت اين انديشه رجعت اگر چه تحت تاثير يهوديت در شيعه شيوع يافت و ريشه های پيش از يهود آن به اديان زرتشتی و بودايی می رسد ولی در شيعه دوازده امامی از انتظار فعال يهود، شيعه اسماعيلی و زيدی تغيير شکل داده و به پذيرفتن منفعلانه وضعيت کنونی رسيده است. گسترش فرهنگ مذهبی اخباری اين بازگشت را در دنيايی از خرافات و توهم غرق کرده است. شيعه انسان منتظر ظهور را به فردی گناهکار تبديل کرده است که بايد شب و روز عبادت کند، دعا و مناجات بخواند تا از گناهان وی کاسته شود. در صورتی که همه اين ها خلاف نص قرآن است که خداوند انسان را در بالاترين سطح موجودات قرار داده و از همه فرشتگان خواسته است در مقابل آن سجده کنند. ابليس که اين دستور خداوند را اطاعت نکرده است از سوی خداوند طرد شده است. انسانی که در مذاهب اهل تسنن بر اساس سنت قرآنی برفرشتگان “درسلسله مراتب وجود فضيلت دارند.” در مذهب شيعه دوازده امامی به فرد ضعيف و توسری خوری تبديل می شود که خود قادر به تشخيص سره از ناسره نيست. و همواره محتاج به هدايت و رهبری امام و در غياب وی نايبان وی است.
هر چند زحمتکشان و پيشه وران کوچک اين آرزوی برگشت “امام زمان” را با برقراری عدالت اجتماعی و صلح پيوند داده اند ولی اين مردم معتقد و مومن در انتظار، در مقابل خود آن دستگاهی که وارث شبکه جمع آوری سهم امام است، يعنی وارثان شغلی عثمان روغن فروش(سمان) اولين نايب امام را در برابر خود دارد که از اين باور های پاک و انسانی سوء استفاده می کند و اين معتقدان را به غرق در خرافات و فريب می کشانند. دستگاه ولايت فقيه و روحانيون بنيادگرا در اين گسترش خرافات ذينفع هستند و قصر يخی خود را بر آن بنا کرده اند و به همين جهت است که مانع تابش و گسترش اشعه حقيقت در جامعه هستند و نويسندگان و پژوهشگران حتا مسلمان و حتا شيعه عابد را به بند می کشند تا اين مردم معتقد و مومن به باور های بی پيرايه، به نيرو و توان سازمان يافته خود پی نبرد. دستگاه ولايت فقيه با کوبيدن به طبل چنين خرافاتی که حتا صدای روحانيون سنتی مانند آقايان سيستانی و منتظری را هم در آورده اند همواره تلاش می کنند تا اين زحمتکشان را به پايگاه مشروعيت حکومت خويش تبديل کنند.
این مقاله همزمان درسایت های گویا، پیک نت، پیک ایران، اخبار روز، جمهوری، صدای ما،عصرنو و…منتشر شده است.
برو بابا hdنهمه مشکلات شماها به مقدسات چکار دارید؟
Commentaire par nima — avril 27, 2007 @ 9:37 |
kheli jaleb bood.
Commentaire par Hamed — avril 27, 2007 @ 10:37 |
مرتيكه ك.. مگه اونجات ميخاره؟
از اين همه مسائل كه در دنيا وجود داره فقط چسبيدي به عقايد مردم مظلوم؟
Commentaire par ali — avril 27, 2007 @ 10:58 |
آقا دست شما درد نکند که با دلایل تاریخی این کلاهبردارها را رسوا می کنید.
Commentaire par ali — avril 27, 2007 @ 11:13 |
انشاءا… آقا امام زمان به زودی دردی به جانت بیندازد که تا عمر داری از آن خلاص نشوی!
Commentaire par Anonyme — avril 27, 2007 @ 11:27 |
انشاءا… آقا امام زمان به زودی دردی به جانت بیندازد که تا عمر داری از آن خلاص نشوی! این درد نصیب تمام کسانی که بر این مزخرفات صحه می گذارند نیز بشود! آمین!
Commentaire par حجت — avril 27, 2007 @ 11:32 |
تاءسی جستن به حرفِ مزخرف و لیچار گفتن جز تسکین ِخویش و نشان دادن ِ لُمپن بودن ِ فرد اثر ِ دیگری ندارد ، کسی که حرف ِ معقول می زند ، کلامش در افراد موءثر است ، شما ئی که حرفِ نامربوط میزنید، اگر حرفی به جز فحش داشته باشید ، بگوئید ، دیگران می خوانند و تعمق می کنند ،جز این اگر باشد ِعرض خود را می بَرید و لا غیر.
Commentaire par مراد — avril 28, 2007 @ 2:12 |
اینا که انگاری مُشتی پیر زن هستند که دست به نفرین شون حرف نداره ، دارن جز ِ جگر می زنند.ننه الهی ماشین ِ زمان صورت ِ مسئله تو پاک کنه ، ایشالا کله پاچه بشی!!
Commentaire par Anonyme — avril 28, 2007 @ 2:17 |
بي اعتباري اسناد تاريخي مربوط به امام زمان آنچنان آشكار است كه حتي دانشمندان شيعه مانند استاد سروش نيز به آن اذعان كردهاند. چگونه ممكن است در خصوص موضوع به اين مهمي كه سرنوشت بشريت را قرار است تعيين كند كوچكترين اشارهاي در قرآن نداريم و صرفا به احاديث و روايات نا معتبر كه صدها سال بعد از امام يازدهمنوشته شدهاند استناد ميشود؟
از نظر عقلي نيز چه منطقي حكم ميكند كه براي نجات بشر كسي را مدتها در غيبت نگه دارند تا در آينده ظهور كند؟ آيانميشود از ميان مردم خود زمانه كسي به پا خيزد؟ آيا خداوند عالميان نجات بشر را با اقدام يك فرد ميخواهد انجام دهد؟ آنهم با كشتارهاي بي شمار و خونريزيهاي عظيم و انتقام گيريهاي گسترده براي خون امام حسين آن هم از نسلهاي بعدي امويان؟ آنگونه كه در روايات آمده است؟ آيا نجات بشر نبايد با تحول انسانها و رشد فرهنگي انسانهاصورت گيرد؟
از آنهايي كه به اينگونه مقالات فحشهاي ناموسي از سر غيرت و تعصب مذهبي درخواست ميكنم قفط يكبار هم كه شده مستقيما به كتب مذهبي و روايات مربوط به امام زمان مراجعه كرده و دقيقا مطالعه كنند و ببينند چه اراجيفي به عنوان عصر عدالت و رستگاري بشري به شيعيان وعده شده و علائم ظهور چيست؟
به شيعيان معتقد اطمينان ميدهم با نفي وجود چيزي به نام امام زمان هيچكدام از اصول و فروع دين خدشهدار نشده بلكه منطق آن بسيار محكمتر ميشود.
Commentaire par رضا — avril 28, 2007 @ 2:17 |
سلام
مطالبي بود كه مي خواستم عرض كنم
1- ادعاي اين مطلب كه اگر چيزي را من نمي فهمم يا از نظر عقل من منطقي به نظر نمي رسد پس حتما درست نيست امري كاملا ابلهانه و بدور از هر گونه فكري است . در اين باب شايد تولد عيسي از مادر باكره امري باشد براي تاييد اينكه اگر امري را ما نميتوانيم انجام دهيم پس حتما دروغ است و …
2-در مورد تك تك مسائلي كه در اين مقاله وجود دارد مي توان بحث كرد . از محبوبيت همسر پيغمبر (كه امري كاملا تحريف شده است بنا به روايات متعدد شيعه و سني )چرا كه پيغمبر هيچ گاه عايشه را بيش از يك همسر وارد مسائل زندگي خود نكرده اند و از طرفي متناوب از علي عليه السلام به عنوان دوست و برادر و همراه و … ديگر ياد كرده اند در اين باب نظر شما را به مثال حضرت موسي و هارون دعوت ميكنم آيا اين منطقي است كه بگويم حضرت موسي چون همسر داشته نبايد تمام وصيت هاي خود را به هارون ميكرده است .نهعزيزان كمي ادعاي متفكر بودن سخت است . ديگر مطالب مقاله فوق هم قابل نقد است . و به شما ياد آوري ميكنم تشكيك ايجاد كردن و مصادره ب ه مطلوب كردن از مطالب بسيار ساده است يعني خرافي جلوه دادن اين مسائل كاري ساده است اما ياد آوري ميكنم تمام اين مطالب برداشت علمي دارد كه اگر تمايل باشد حاضر به مكاتبه هستم .
3- به دوستي كه ميگويد چرا در قرآن يادآوري از اين مسئله نسده است ميگويم كاش در مورد كتابي مثل قرآن اين قدر ابلهانه صحبت نميكرديم . چون اگر كسي كمي با قرآن آشنا باشد متوجه اين افتراي بزرگ ميشود . در قرآن بارها اين مسئله يادآوري شده است . سوره والعصر . سوره هود . سوره دهر .وعده خداوند با قدرت يافتن مستضعفين
بقيه الله كيست كه در قرآن از او نام برده شده است .
من در قرآن تخصصي ندارم ولي همين اطلاعات كم هم مرا دلالت ميكند چه برسد به آنها كه متخصص قرآن هستند
راستي يك بار ديگر ميگويم ادعاي روشنفكري با روشنفكري واقعي مثل دكتر شريعتي متفاوت است . ضمنا گروه بسيار قليلي از شيعيان دكتر سروش را دانشمند نماينده فكر خود ميدانند . ايشان مخالفين زيادي دارد . اينها را اول تحقيق كنيد بعد بيان نماييد .
Commentaire par امير — avril 28, 2007 @ 6:24 |
مطلب ديگري هم بهآنان كه فحاشي ميكنند عرض ميكنم . شك نكنيد كه عمل شما بسيار قبيح تر از سخناني است كه اين جوانان ميزنند. خدا به شما رحم كند كه اين گونه جواب مي گوئيد . آيا امام حسين همين گونه پاسخ ميگفت . آيا مولا امير المونين اين گونه تبليغ ميكرد . اندكي شرم كنيد از روي صاحب الامر كه اين گونه ريشه اعتقادتان را مورد تمسخر ديگران قرار ميدهيد .
كسي كه بي طرف باشد وقتي طرز گفتار شما را ميبيند كه فراري ميشود . خواهش ميكنم اين گ.نه صحبت نكنيد
دامان شيعيان از اين گونه برخوردها بايستي پاك شود .
Commentaire par امير — avril 28, 2007 @ 6:32 |
ضمنا من هم از اين حكومت متنفرم . چرا كه همين امثال خامنه اي و خميني آمدند و ريشه قوي اعتقادي و فكري مردم را با اعمال كثيف خود از بين بردند . مخالفان را كشتند و دم از عدالت علوي زدند .
مردم را گرسنگي دادند و دم از كمك به فقراي عالم زدند.
هم لباسان مخالف خود را زندان كردند و دم از آزادي بيان زدند . واي بر اينان
دم ز راه و رسم سلمان ميزنيم
لاف اسلام و مسلمان ميزنيم
كاشكي از نسل سلمان ميشديم
لحظه اي يكدم مسلمان ميشديم
*******
راستي عزيزان
در صفوف ايستاده بر نماز ابن ملجم ها فراوانند باز
Commentaire par امير — avril 28, 2007 @ 6:39 |
من هم متاسفانه خیلی اطلاعات کاملی در رابطه با قران ندارم ولی وقتی کمی فکر کردم چند تا آیه در رابطه با ائمه به یادم آمد یکی آیه تطهیر است دیگری آیه ایی که در رابطه با مباهله پیامبر است و دیگری که از همه مهمتر است آیه مربوط به حجه الوداع پیامبر , که پیامبر با تمام سختی ها مردم را درآن گرما نگه داشت که جانشین خود را معرفی کند که برادران اهل تسنن ما منظور پیامبر را فقط به دوست داشتن ربط دادند. دوستان عزیز دقت کنید که اگر قرار بود همه راه دست بروند دیگر این دنیا به چه دردی میخورد.یادمان باشد این دنیا فقط و فقط محل امتحان است.
Commentaire par امیرحسین — avril 28, 2007 @ 7:49 |
با سلام خدمت آقا رضا
می خواستم که از ایشان تقاضا کنم منابع و کتب مذهبی که ایشان خوانندگان را به خواندن آنها راهنمایی می کنند نام ببرند تا ما هم با حقایق آشنا شویم.
Commentaire par جواد — avril 28, 2007 @ 7:57 |
با سلام
اگر اين مسئله اينقدر مهم بود كه قراربود تا چند هزار سال بعد هم همه منتظر اين مسئله باشند چرا فقط با يك يا دو آيه انهم نه به صورت واضح بلكه طوري كه هركس برداشتي بكند.
Commentaire par سارا — avril 28, 2007 @ 9:37 |
به نام خدا اولا تمام اين سخنانرا كه در اين مقاله مشاهده ميكنيدبرهيچ اصل ومنطقي استوار نيست وفقط قصد اين را داريد كه قران احاديث اهل بيت وحتي اگر بتنوانيد خود وجود پيغمبررا انكار كنيد اگر شما قران را قبول داشتيد واگر پيغمبررا قبول داشتيد واگراهل منطق بوديد واگرتاريخ را قبول داشتيد هيچگاه چنين وقيحانه دررابطه با وجود حضرت بقيه الله اظهار نظر نميكرديد شما جرات وارد شدن دربحث مستقيم به صورت حضوري رانداريد .مگرنميدانيد شخص پيامبردرمنطقه غدير بعد از آنكه دست علي را به عنوان جانشين خود بالابرد بعدازآن جانشينان وي را تا امام دوازدهم (امام زمان) برشمرد.اگرقرار بود نام ائمه در قران باشد به صورت مستقيم تمام مردم آن را انكار ميكردند وميگفتند پيغمبرقران را خود نوشته است كه به خاطر همين مسئله خداوند از ذكر نام اهل بيت به صورت مستقيم خودداري ميكند .درثاني شما چرا ميگوئيد جريان امامت موروثي است ؟اينان كساني هستند كه خداوند خود انهارا به عنوان جانشينان خود به وسيله پيامبر به مردم درروز غدير خم معرفي ميكند.كه ايات مربوطه در قران موجوداست.درثاني اگر اين مسئله اشتباه است پس چرا ابوبكر وعمر اين اشتباه را انجام دادند.ايناني كه ادعا داشتند امر خلافت بايد انتخابي باشد نه انتصابي.از نويسنده انتظار نميرود كه چنين مغرضانه در رابطه با پيامبر واهل بيت چنين مطالب بدون سند ودليل كه باعث انحراف افكار مسلمانان است را درج كند .رابعا اعتقاد به وجود وظهور منجي اعتقادي است كه درتمام اديان الهي وجوددارد .وشما نميتوانيد به صرف اينكه در يهوديت ومسيحيت اين اعتقاد وجودداردبگوئيد وجود امام زمان دروغ است .خامسا خود پيامبر در حديثي ميفرمايد خداوند انقدرظهور امام زمان را به تاخير مياندازد كه عده اي مانند شماوجود انحضرت را انكار ميكنند.امثال شما اگر چاره داشتيد به خاطر عنادي كه با ال الله داريدوجود همه اينهارا انكار ميكرديد.من بازهم به سايت شما سر ميزنم اگر خواستيد دررابطه با همه اين مسائل بحث مستقيم داشته باشيد به صورت حضوري براي من پيغام بگذاريد روي سايت.
Commentaire par هادي — avril 28, 2007 @ 12:25 |
چرا غربت مهدی (عج) را می خواهند؟ فرج نشانه آن دینامیزم درونی و با شعوری است که خداوند در نبض تاریخ بشر قرار داده ، فرج را فلسفی و درونی تر و سزاوارتر از این روش شناسی ابتر تحلیلی ببینید. با خود و وجدان خود ، نیمه شبی خلوت کنید.
Commentaire par پیام — avril 28, 2007 @ 12:54 |
نه این ملت ما درست بشو نیستن
شما هم بیخود خودتو خسته نکن
برای تمام ایرانیهای خرافاتی و مذهبی متاسفم
Commentaire par ابراهیم — avril 28, 2007 @ 1:34 |
خاک بر سرت کثافت
Commentaire par Anonyme — avril 28, 2007 @ 4:30 |
قومی متفکرند اندر ره دین
قومي به گمان فتاده در راه يقين
ميترسم از آنكه بانگ آيد روزي
كي بيخبران راه نه آن است و نه اين
یک خواهش از آقای ابراهیمی. لطفا اگر امکان دارد آدرس دقیق منابعی که استفاده کرده اید را بیان کنید.
Commentaire par اردلان — avril 28, 2007 @ 11:54 |
من استدلالاتی ضعیف تر و بی ریشه تر از این مقاله در نفی امام زمان ندیده ام! آقای س ابراهیمی! کسی که اندک آشنایی با این گونه مباحث داشته باشد, می داند که این توهمات همگی از تشکیکات همیشگی “وهابیت” است که علمای شیعه به تفصیل آن را جواب داده اند! چرا شما مطالب مندرج در منابع یک گروه منحرف را برداشته اید و به نام خود منتشر کرده اید!! حداقل مرجع آن را ذکر می کردید!!
Commentaire par حجت — avril 29, 2007 @ 12:02 |
سلام سارا خانم
بهتر بگويم كه اگر خداوند به وضوح به تمامي انسانها نشان ميداد يا در قرآن بيان مميكرد كه قرار است چه اتفاقي بيفتد كه ديگر عيار انسانها مشخص نميشد و زندگي اين دنيا معنا پيدا نميكرد .
Commentaire par امير — avril 29, 2007 @ 6:34 |
ای کاش می شد توانستیم به اینکه به نویسنده فحاشی کنیم او را قانع می کردیم یا می گفتیم نمیدانیم کدام درست است اینا که حرف زشت زدن ببنید متعصب های حکومتی هستند که حتی سلامت اخلاق ندارند
صادق از تهران
Commentaire par behnamparsa — avril 29, 2007 @ 1:55 |
باز عرض پوزش نظر آخر اشتباه رسیده
Commentaire par behnamparsa — avril 29, 2007 @ 2:09 |
در پاسخ دوستان عزیزی که از من در این مورد پرسیده اند.عرض می کنم:5 مقاله ای که تاکنون در باره اسلام و شیعه دوازده امامی نوشته ام و درسایت های مختلف چاپ شده اند به زودی به صورت کتاب منتشر خواهد شد. اسم کتاب ناسیونالیسم ایرانی و شیعه دوازده امامی است. در پایان این کتاب لیست همه منابع(465) و صفحات آن آمده است. در پاسخ فحاشان بگویم من مسلمانم، شیعه هستم و طرفدار شیعه دوقرن نخست هستم و اضافات بعدی را قبول ندارم ولی کماکان در جستجوی حقیقت هستم. فعلا امکان مباحثه حضوری ندارم.
Commentaire par ebrahimisin — avril 29, 2007 @ 4:13 |
ريشه تمام بدبختي هاي ما دقيقا در همينجاست كه هيچ وقت دوست نداريم صداي مخالفمان راگوش كنيم و به نظراتش احترام بگذاريم. اگر فكر مي كنيم كسي راجع به مسئله اي اشتباه فكر مي كند يا استدلال درستي ندارد مي توانيم از كنار صحبت او بي اعتنا بگذريم و يا با مطرح كردن يك تفكر مستدل او را قانع كنيم ولي توهين كردن به يك شخصي كه وقت صرف كرده ، مطالعه كرده و با توجه به يافته هاي خودش در مورد مسئله اي نظرش را مطرح مي كند به صرف اينكه با ما هم عقيده نيست به هيچ عنوان نمي تواند قابل قبول باشد. من شخصا سعي مي كنم تمام نظريات را از طرف هر كسي كه بيان مي شود گوش كنم و اگر منطقي در آن يافتم آن را قبول و در ذهن خود بايگاني كنم تا هنگامي كه نظري قوي تر و مستدل تري در رابطه با آن موضوع در جاي ديگري پيدا شود آنوقت آن نظر كامل تر را جايگزين قبلي مي كنم. به شخصه از خواندن اين مقاله بسيار لذت بردم و آموختم. اميدوارم دوستاني كه انديشه متفاوتي دارند به جاي فحاشي و لعن و نفرين نويسنده سطور فوق در يك مقاله مستدل نظرات خود را مطرح كنند و تصميم را به عهده خوانندگانشان بگذازند تا آنچه مستدل تر در نظرشان مي آيد را برگزينند. البته انتظار استدلال آوردن از كساني به واسطه تعصب كوركورانه شان درباره بعضي مسائل هيچ جوابي به جز فحش و ناسزا نمي شناسند كمي سنگين به نظر مي رسد.
Commentaire par داريوش — avril 29, 2007 @ 9:31 |
دین افیون توده هاست و دینداران همگی بردگان فکری یهود .
Commentaire par احمدی نزاد — avril 30, 2007 @ 6:11 |
با نظر آقای امیر موافقم.بعضی ها در این شرایط زندگی مردم را به بازی گرفته و مدام در حال وارد کردن سختی بر مردم هستند، و بعضی نیز از این فرصت برای کاسبی خود و رقابت با ر-fسنjan1- استفاده میکنند. ولی به دوستانی که خیلی مادی فکر میکنند میخواستم یک نکته را عرض کنم که شاید دیدگاهشان عوض شود و مانند خودم بهتر به دنبال حقیقت باشند، یک جا خواندم که شخصی جمله ی زیر را نوشته بود:
“ما ادم ها مانند یک پشه در یک اطاق و برای مدتی محدود زندگی میکنیم، و مانند یک پشه،فکر می کنیم که دنیایی فراتر از آنچه می بینیم وجود ندارد”
Commentaire par Scavenger — avril 30, 2007 @ 7:21 |
مهدی (عج) می آید و ما سربازان او هستیم چطور می خواهید جواب همتها و باکریها و زین الدین ها و…. را بدهید
Commentaire par Anonyme — mai 21, 2007 @ 8:50 |
ما عاشقان امام زمان و نایب بر حقش حضرت امام خامنه ای هستیم در مورد گمراهی و ذلالت شما همین بس که شجاعت بحث حضوری ندارید
Commentaire par Anonyme — mai 21, 2007 @ 8:56 |
اقا تهاجم فرهنگی جهانی داره فرهنگ غربو به زور مدیا و موزیک و فیلم اگه هم نشد به زور جنگ و بمب به دنیا زور میکنه، شما چسبیدین به یک استثنا به اسم ایران که جلوی ضلم وایساده. اسلا به اسلام ربطی نداره همین جنگ فرهنگی رو بر علیه شاوز هم در ونزوئلا راه انداخته اند. یا علی گفتن ورزشکارا چیزیه که خودشون این کلمات رو استفاده میکنن. جمهوری اسلامی باید این صحنه ها رو بزرگ کنه و درمقابل انتن ماهواره بذاره. امید یه دنیای مسلمون به ایران بسته شده، شما پاهاتو کردی توی یه کفش که ما هم باید سکولار بشیم. شماها و نظراتتون برای امنیت ملی ایران خطرناکند.ای خوانندگان عزیز بدونین که آمریکا الان داره ملیون ها دلار خرج سایتهایی مثل گوپیک نت، پیک ایران، اخبار روز، جمهوری، صدای ما ،عصرنوروز میکنه که صحبتهای از این دست بین مردم پخش بشه. حالا که نمیتونن به ایران مثل عراق حمله نظامی کنن، بودجه جنگ رو در اختیار سازمانهای به اصطلاح غیر انتفاعی گذاشتن که خرج نوشته های این مدلی بکنند. گوش ندین به این تبلیغها و نذاریم که آمریکا دوباره روی مملکت ما دست بندازه.
Commentaire par گل آرا حمزه — mai 28, 2007 @ 9:13 |
مطالبی را شماره 31 نوشته،جوابش در خود مقاله هست.
Commentaire par بهمن — mai 30, 2007 @ 10:29 |
تهاجم فرهنگی و اینا هم از امامی به ایشون به ارث رسیده.
Commentaire par بهمن — mai 30, 2007 @ 10:30 |
ايا ميداني امام زمان مشكل هم دارد و ان سر و كله زدن با ادمهاي از نوع خودت است بنابر اين فكر ميكنم براي تسريع دركار بهتر است خودتان به ديدار حضرت حق برويد
Commentaire par انسان — juin 25, 2007 @ 11:39 |
باسلام.میخوام به اونایی که از این دولت شکایت دارندبگم مقدسات را با اینها قاطی نکنند.بله زمان زمان معاویه است به اسم اسلام دارند کاسبی میکنند اصلا خدا و پیامبر وائمه از اینها بیزار هستند.مگر اقای خامنه ای کی هست؟که به خودش جرات میده و میگویید نایب امام زمان(عج)هست.دولت ماهمان دولت اموی هاست که به اسم اسلام و دین دارند کاسبی میکنند.اثای خامنه ای و دار ودسته تو:بدون که دیگر حنای تو رنگی نداره به همان اندازه که خیلی از جوانها را با این رفتاربه اصتلاح اسلام خیلی از جونها را از اسلام دور کردی یادت باشه که باید اون دنیا جواب پس بدی.امیدوارم امام زمان(عج)ظهور کند واولین کسی که سر از گردن جدا کند همین تو و دار ودسته ات باشد.من تا حالا ترک سید ندیدم.تو که اینقدر مقدسی و ارتباط با عالم غیب و بهت الهام میشه و خدا را خوب میشناسی به فکر این مردم فقیر وبدخت هستی یا در کاخت نشستی و داری عشق و حال میکنی.اخرین کلام:فقط: خدا.پیغمبر.دوازده امام.وعلماءمخلص خدامثل سیستانی وامثال او.حکومت تو قوی تر از حکومت فرعون نیست خدا انها را سرنگون کرد پس اماده باش برای عذاب الهی و مخصوصا لون تاجر اسکناس اقای رفسنجانی شنیدم ایت الله شده چقدر ما بدبختیم
Commentaire par محمد زید — août 30, 2007 @ 8:54 |
امام زمان اسطوره ای بر فراز حقیقت.میلاد منجی بشر بر تمام مسلمین جهان مبارک باد.الهم عجل فرجه وسهل مخرجه.انشاء الله یخرج صاحبها ویحکم بین المسلمین بل عدل.عزیزان لجباز کمی از عناد ولجبازی دست بکشید و اخرت خود را خراب نکنید.درسته همه ما از ظلم وستم وناعدالتی این رژیم جون به لب شدیم ولی خدا را فراموش نکنیم اون تنها نجات دهنده ما از این ظلمت سیاه هست.مگه ما جز خدا وپیامبر وائمه چی داریم خوشحالم که مسلمان وشیعه دوازده امام هستم وخوشحالم که خدا این لطف را در حق من کرد ودوستدار ائمه و پیامبران وعلماء ساخت چندتا اسطوره در زمان خود داشتیم که خداوند زود انهارا را از بین ما برد درود بر ایت الله خویی وایت الله روح ا… الخمینی
Commentaire par محمد زید — août 30, 2007 @ 9:12 |
ما كه اندر بلاهت خويش خوشيم
Commentaire par اشكان — août 31, 2007 @ 10:27 |
MARG BAR INGLIS
GOH BEH GHABR’E ELIZABETH VA MOZDOURAN’E KHAAEN
MARG BAR HAR CHEE MOLLAH
OLAAGH BOODAN BAS AST
Commentaire par RBRK — août 31, 2007 @ 10:35 |
با سلام
متاسفانه اطلاعات من در حدی نیست که تایید و یا تکذیب کنم ولی این سوال برام پیش میاد که,
اعتقاد داشتن به خدا و پیغمبر و امامان و اینکه با امید به ظهور یک منجی زندگی کنیم و با این امید در تکامل خودمون بکوشیم چه اشکالی داره که دنبال تکذیبشیم ؟؟؟
چون استناد به تاریخ 1400 سال قبل کار 100% نیست وقتیکه امروزه یک خبر کمتر از حتی 1 ساعت بعد از وقوع به صورتهای مختلفی تفسیر و منتشر میشود.
اجازه سو استفاده دیگران از اعتقادامان نتیجه بی خردی خودمان است.
Commentaire par M,O — août 31, 2007 @ 11:52 |
برای من که اصلا مهم نیست امام زمان وجود داره یا نداره اهمیتی هم نداره که اصلا پیامبری یا پیامبرانی از طرف خداوندی امده اند یا خیر .. مهمترین چیز برای من اینه که تا میتونم از زندگی تو این دنیا لذت ببرم و اخلاقیات رو رعایت کنم و حقوق دیگران و خودم ادا کنم .. عاشق باشم … دوست داشته باشم مهربون باشم .. و غیره. حالا این شاد بودن و شادمانی کردن وشاد کردن میخواد از تو مذهب بیرون اومده باشه یا نیومده باشه، پیامبری این رو به مردم دیکته کرده باشه یا نکرده باشه و اصلا ریشه اخلاقیات به دین برسه یا نرسه ابدا برام اهمیتی نداره … عاشقی کردن تنها اصل مهمی یه که من بهش اعتقاد دارم هر کسی میتونه معنای عاشقی به نوعی تعبییر کنه … تعبیر من رعایت اخلاق و ادای حقوق افراد همنوع وبشریت وشاد بودن وشاد کردنه ولاغیر . سوال من اینه که اعتقاد به خدا و پیامبر و امام زمان و مناجات کردن و از این چیزا چه تاثیر مثبتی میتونه تو زندگی شخص داشته باشه؟ یادم میاد وقتی بچه بودم یه اشتباهی کرده بودم و ترس اینکه از پردم کتک بخورم دس به کار شدم و چند روز پیاپی دعا میکردم که اگر پدرم فهمید دست کم کتک نخورم پدرم واقعا سخت گیر بود آقا سرتو درد نیارم خلاصه باباهه فهمید یه فصل کتک مفصل هم ازش خوردم بعدش گفتم خدایا دسست درد نکنه دسه کم به پدرم میگفتی یه سیلی بزنه نه اینکه با کمربند حالمو جا بیاره .. خلاصه ماجرااین بود که منو شدیدا تو فکر فرو برد تا اینکه کسی هنوز پاسخی به سوالی که داشتم درست و حسابی پاسخ نداده … البته یکی از چیزایی که میگن اینه که خداوند ارامش قلبی میاره وغیره من که نفهمیدم اصلا یعنی چه مثلا تو سختیها و مشکلات .. والله من که تمام مشکلاتمو با برنامه ریزی درست از پیش رو بر میدارم و همواره امیدوارم .. کلا نقش دعا و خداو پیامبر و این اواخر امام زمان رو برای بهبود احوالات بشر نمتونم درک کنم .برداشت من از بهشت و جهنمی که وعده داده شده همین کره خاکی خودمونه که اگر درستش کنیم میشه بهشت اگر خرابش کنیم میشه جهنم و میگن نیچه گفته که خدا مرده ولی من میگم که سالهاست که عشق و دوستی و محبت مرده
Commentaire par دارا — août 31, 2007 @ 12:46 |
اميدوارم از اين جهل مركب در بياي
Commentaire par علي — août 31, 2007 @ 2:18 |
Please respect each other and don’t use bad words.If “you” have somehting to say, please say it so I can learn from you
Thank you
Ardeshir, California
Commentaire par ardeshir — août 31, 2007 @ 3:06 |
تو دیگه خیلی پرتی و دلایلت برای نفی خدا و پیغمبر وامامان خنده دار است تو تو حرفات یه جا گفتی (والله)پس چرا قسم بخدا میخوری وقتی میگی وجود نداره.برو بیشتر فکر کن ادمهای گنده تر از تو کسانی که تمام عمرشونو صرف تحقیق گذروندن هنوز از قدرت الهی مبهوت ماندن و نفهمیدن این چه قدرتیه بعد تو با یک کتک خدا را نفی میکنی.خنداره
Commentaire par محمد زید — septembre 1, 2007 @ 9:02 |
از ایراد های بی پایه از مقاله شما خنده ام گرفته است خوشحالم که کسی توی این دعوا مغرضانه سیاسی دنبال بحث های پایه ای و اساسیه موفق باشین
Commentaire par داریوش وفایی — septembre 1, 2007 @ 10:46 |
خیلی خوب بود.
Commentaire par حسن از نانت فرانسه — septembre 1, 2007 @ 10:47 |
واقا فكر مي كني اون چيزهايي كه در باره آقاي خامنه اي نوشته اي درست است؟كمي تو عقايدت فكر كن ؟كمي به اسلامي كه اين روز ها داريم فكر كن چه بهتر كه اين فكر همراه با تحقيق باشد .فقط يك چيز در باره آقاي خامنه اي كه اين همه دوستش داريد .كه اين فرد وقتي رهبر جامه اسلامي شد مرجع تقليد نبود .چگونه مي شود كه رهبر رئيس مجلس خبر گان را انتخاب كند در حالي كه خبرگان رهبر را انتخاب مي كنند . و حرف آخر .دل عاشقان واقعي امام زمان(نه ما گنهكاران)از دست كار هاي اين فرد خون است
Commentaire par Anonyme — septembre 12, 2007 @ 10:33 |
عالیه ولی حیف که حماقت نوع بشر تا ابد باقی می ماند وجهالت این انسان هزار چهره از بین نمی رود
Commentaire par Anonyme — septembre 29, 2007 @ 6:29 |
لعنت الله بر خصمان ال رسول ص
Commentaire par Anonyme — novembre 30, 2007 @ 3:56 |
خامنه ای عشق منست و هر جا بروم طرفدار ولایت فقیه هستم .
Commentaire par محمد — novembre 30, 2007 @ 10:31 |
ما به کوری چشم دشمنان شیعه برای اینکه امام عصرمان علیه السلام به ما فقط یک نظر کنند حاضریم جانمان را بدهیم. با آرزوی ظهورش
Commentaire par عشاق المهدی — décembre 1, 2007 @ 8:17 |
من به این مقاله اعتقاد دارم ووقتی تاریخ خوانده میشود اکثرپادشاهان وحکومتها وسیاستمداران(پیامبران واماما ن)خود راخداویافرستاده خداوحتی محمدرضا شاه خودراکمربسته امام رضا معرفی میکردوتاایناعتقادات پوچ داریم کشورماویران است واین خواست کمونیست است
Commentaire par 123 — décembre 10, 2007 @ 9:07 |
گویا نویسنده زمان پیامبر را با کمک دموکراسی غربی توضیح میدهد و فکر میکند هر چه اکثریت بگویند درست است.
بد نیست سری به فلسطین بزنی و از نخست وزیری که با اکثریت به حکومت رسیده بپرسی حالت چطوره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
Commentaire par Anonyme — janvier 26, 2008 @ 6:32 |
راستی ساعت 6:32 هم نیست بلکه 10 شب است.البته فکر کنم آنجائی که شما هستی
دنیای عقب مانده ای است که هنوز هم بخاطر تعصباتشان نمیگذارند زنها رای بدهند و …………………………….
Commentaire par Anonyme — janvier 26, 2008 @ 6:37 |
تمام مدعیان امام زمان باید بگویند دلیل غیبت امام (امام فردی است که باید انسانهای گمراه را به راه راست هدایت کند ) چیست ؟ من اکنون گمراهم چرا امام نیست که مرا راهنمایی کند آیا امام به امامت خود عمل نمیکند یا اینکه این عدل خداست یا اینکه امام زمان افسانه ای بیشتر نیست ؟
Commentaire par کوروش — avril 29, 2008 @ 5:02 |
پس تكليف ميليونهاآدمي كه عمرشونو پاي ظهور گذاشتن و مردن چي ميشه؟ اين همه بدبخت و بيچاره به اميد امام زمان رفتن تو گور/ يعني امام زمان مخصوص يه عده بخصوصي هستش…. يه ذره منطق از آدمي كه حتي خيلي بيسواده اين مزخرفات رو رد ميكنه… بقول بعضيا كفار دارن يكي يكي سياره ها رو فتح ميكنن.. واسه رفاه خلق خدا چه كارا كه نكردن… حالا ما هنوز سر اين موضوعات نابخردانه بحث ميكنيم… كاش يه روزي خدا بهمون نظر كنه و نجاتمون بده.. .
Commentaire par كامران — avril 29, 2008 @ 11:47 |
خوشحالم که می بینم کم کم داره به اسلام و شیعه هم نگاهِ محققانه و عاری از تعصب می شه، و متاسفم که هنوز خیلی ها آمادگیشو ندارن. دین یک ایدولوژیِ که در طولِ تاریخ با توجه به نیازِ انسانها تکامل پیدا کرده تا بقایِ جوامعِ ما رو تضمین کنه. بحثِ ظهور در تمامیِ ادیان و به شکلی کامل کننده برای بحث قیامت و قضاوت نهایی بوده. نبردِ ابدیِ خیر و شر که از اول ذهنِ بشر رو مشغول کرده، بالاخره احتیاج به یک برنده داره، و کیه که از پایانِ خوش، اونم تو این فیلم سینمایی تاریک و سیاه، بدش بیاد؟ یکی از دلایلِ اصلیِ ضربه خوردنِ دین تو دو قرنِ اخیر هم این بود که فلاسفه و متفکرا (که مزدورِ آمریکا و اسراییل نبودن!!!) کم کم دیدن اصلا خیر و شرِ مطلق وجود نداره که بخواد نبردِ ابدیی در کار باشه! و این فلسفه ی اصلیِ دین که آسمانی و مطلق بودنشه رو زیر سوال برد. برای همین خوبه که نگاهِ محققانه و عاری از تعصب بهش داشته باشیم، چون بی نظیرترین و پیچیده ترین ساخته ی ذهنِ بشره.
Commentaire par بهروز — août 28, 2008 @ 9:57 |
شما را به خدا اندکی تفکر کنید. چرا ملت ایران فکر نمی کنند که ممکن است اعتقادات آنها اشتباه باشد؟ موضوع امام زمان یک کلاه برداری بزرگ تاریخی است که با استفاده از آن ملت را استحمار کنند. اگر چنین موضوع مهمی واقعا وجود داشت، در قران به آن اشاره ای می شد. در قران آمده : مستضعفین وارث زمین هستند. آیا این حرف می تونه دلیلی بر وجود امام زمان باشه؟ شما را به خدا کمی فکر کنید. لا اقل احتمال بدهید که ممکن است این موضوع دروغ باشدو بروید مطالعه کنید.
Commentaire par مهران — octobre 6, 2008 @ 7:51 |