به مرور جنگلی که پشت سر درخت عظیم شورای نگهبان پنهان بود، خود را نشان می دهد. آقای عسگراولادی که تاکنون نشان داده بود همزمان با مغازله های مکتوب سیاسی چگونه مخفیانه تیشه بر ریشه مخاطبا نش می زند؛ خطاب به آقای موسوی خویینی ها که گفته بود « ملت شما را رد صلاحیت خواهد کرد …و فتنه متحجران شکست خواهد خورد.» هر چند ،ا ین بار هم از نصیحت شروع کرده ولی ادامه می دهد ، «عده ای تیشه به ریشه خویش می زنند… می خواهند یک مجلس موافق طبع آمریکایی ها و انگلیسی ها و حتی اسراییلی ها درست کنند.» ترقی قائم مقام وی کشف می کند «هدف نمایندگان متحصن ،ایجاد اغتشاش در جامعه است» و جامعه انجمنهای اسلامی اصناف و بازار اعلامیه می دهد «اگر عده ای بخواهند به شرارت علیه نهاد های قانونی ادامه دهند .با واکنش مردمی روبرو خواهند شد.و عاقبت خوبی ندارد.» سپاه پاسداران هم طی اعلامیه تهدید آمیز خود به همه این ها آماده باش می گوید . با تهدید اعضای قوه قضاییه به ویژه دادستان کل کشور و رییس دادگستری تهران سرشماری نیرو های حاضر سرکوب پایان می یابد.
با این حساب، گفته آقای احمد جنتی دبیرشورای نگهبان را که « ما وظیفه شرعی داریم ،خدا به ما دستورهایی داده و ما باید عمل کنیم و ما بنده خدا هستیم » مشکل می شود باور کرد که خدواند ایشان را مورد خطاب قرارداده باشد؛ و به نظر می رسد، ایشان بیشر نظر بندگان خدایی که نامشان در بالا امده است وبرخی از«علمای حوزه های علمیه، وائمه جماعات …» را که به وی «اصرار می کردند که مبادا کوتاه بیایید … مبادا اهل معامله و مصالحه باشید »، اجرا کرده است ، که با چنین پشتیبانی واعلام رضایت آنان مورد تفقد قرار می گیرد .
از عجایب سیاست نیست که علاوه بر سرمایه داران بزرگ تجاری و نمایندگان سیاسی آنان در حکومت ایران ، برخی از نیروهای محافظه کار در خاورمیانه ، اروپا ، آمریکا و منطقه نیز از زحمات آقای جنتی و همکاران راضی با شند.
حزب لیکود و آریل شارون نخست وزیر اسراییل بر خلاف ظاهر، حضوریک حکومت اسلامی با مجلس فرمایشی را که نتواند درعرصه بین المللی عرض اندام کند ، بیشتر قابل تحمل می داند. چنین حکومتی با حمایت ازسیاست های شیخ یاسین و سیاست هرچه بادابادا طلب به اصطلاح « نابودی صهیونست ها» ، به سیاست های سرکوب و تجاوز در سرزمین های اشغالی خدمت می کند و و به آن در مقابل ا فکار عمومی خود و جهان آبرو و حقانیت می بخشد.
در اروپا هم نیرو های راست افراطی ( نوفاشیستی)، نظر مساعدی به تحولات دموکراتیک در جامعه ایران و سایر کشور های اسلامی ندارند و با شعار اخراج خارجی ها ، تبلیغ تروریست ودزد بودن همه کسانی می کنند که برای کار به ویژه برای بازسازی پس از جنگ جهانی دوم ، از مستعمره های سابق ، به اروپا آمده اند. دولت های محافظه کار نه تنها از ترسی که این نیرو ها از حضور میلیون ها مسلمان در اروپا ایجاد می کنند ، ناجوانمردانه سوء استفاده می کنند، بلکه از سوی دیگر برای جذب آرای مردمی که در مقابل بیکاری به دام این شعار های عوامفریبانه افتاده اند شعار های انتخاباتی خود را بر مبنای این افکار عمومی تحریک شده تنظیم می کنند. نمایش فیلم ها و رپرتاژ هایی که از ایران کار کرد نظام قضایی جمهوری اسلامی را نشان می دهد در این مورد خدمات شایانی به آن ها کرده است.اگر مسلمانان اروپایی می توا نستند در مبارزات دموکراتیک و در افکار عمومی اروپا با دولت اصلاحات به ویژه محبوبیت شخص آقای خاتمی و مجلس مردمی در ایران حرفی برای گفتن داشته باشند ؛ اما سیاستی که آقای جنتی علمداری می کند، آنان را خلع سلاح کرده است.
اگر چه اتحادیه اروپا در عرصه جهانی از اصول و قواعدی حمایت می کند که دولت های عضو را به کناره گیری از رژیم های غیر دموکراتیک تشویق می کند.اما شرکت های چند ملیتی موجود در این اروپا ، سود های کلانی از قرارداد های نیمه پنهان غیر رقابتی با تاجران عمده و دولت های این کشور ها می برند . هر اندازه دولت یک کشور در عرصه آزادی و حقوق بشر مورد انتقاد ،شماتت و باز خواست بیشتر قرار گیرد، شرکت های چند ملیتی به همراه تاجران و بورژوازی بورکراتیک آن کشور، چپاول بیشتری از ثروت های آن کشور می کنند. این جا هم آقای جنتی خواست بعضی از « بندگان خدا» را اجابت کرده است.
انتخابات کاملا آزاد ، مجلس اصلاحات و دولت مورد تایید آن ، به میهن ما نقشی که شایسته آن است می دهد، تا بتواند خواستار حفظ منافع ملی ما در حل مسایل کشور های همسایه باشد ، ودر دستیابی مردم فلسطین به حقوق خویش ،چه بسا وزنی بیش از مصر در عرصه دیپلماسی جهانی داشته باشد؛ ولی اگر به علت دخالت منفی نیرو های غیر دولتی در عرصه سیاست خارجی در شرایط کنونی به قول متخصص مورد اعتماد جناح تمامیت طلبان ، جواد لاریجانی « طرف های ما روی صندلی و ما روی چارپایه نشسته ایم. » مجلس فرمایشی آن چارپایه را هم از زیر پایمان خواهد کشید ؛ و یک دیپلماسی تو سری خور در انتظار کشور ما خواهد بود.
میهن ما زمانی می تواند مطابق وزن تاریخ ، جغرافیای سیاسی و جمعیت و توانمندی های ملی در عرصه بین المللی اثر بگذارد که سیاستمداران منتخب، آن را نمایندگی کنند. که چیزی برای پنهان کردن از مردم نداشته باشند و به طور روشن و آشکار با دیگر کشور ها رابطه داشته باشد ، تا منافع ملی ما در نهان خانه های دیپلماسی جهان به وسیله دلالان و قاچاقچیان بیگانه و شرکای تجار داخل به بهای نازل به تاراج نرود.
بر خلاف نظر آقای جنتی و عسگر اولادی این مجلس اصلاحات نیست که « موافق طبع آمریکا یی ها ، انگلیسی ها و حتی اسراییلی ها » باشد ، بلکه مجلسی است که شورای نگهبان و هیات های نظارت در تدارک آن هستند. آقای جنتی که می گوید از « دو سال پیش مقدمات کار خود را فراهم کرده است.» حتما از سوی این نیرو ها مورد قدردانی قرار خواهد گرفت. اما هنوز مردم ایران آخر شاهنامه انتخابات را برای این آقایان نخوانده اند.
امیرمحبیان که بر عکس شریعتمداری تلاش می کند چراغی برای دیدن چند قدم جلو تر خود به دست جناح را ست دهد روز یکشنبه در روزنامه رسالت می نویسد:
« اکنون برخورد یکپارچه شورای نگهبان که تفاوتی را میان تاکتیک های نرم و سخت طرف مقابل را منسجم و متاسفانه رادیکال می کتد و جنبش جدید و یکدست تر نیرو ها را در میان آنان پدید می آورد لذا مقوله ابتکار عمل از این به بعد از دست شورای نگهبان خارج شده و به بازی طرف مقابل بستگی پیدا می کند.»
میردامادی نماینده مستعفی تهران به درستی می گوید ، با « برگزاری چنین انتخاباتی دفن جمهوریت است.» ولی باید اضافه کرد ، جمهوریت مانند مرغ ققنوس است ، زمانی که در سرزمینی آشیانه کرد هر بار که در شعله ها می افتد ، بار دیگر زیباتر از آتش بر می خیزد.
اگر با توطئه سه برادر بناپارتی اسلامی این جمهوری در آتش خلافت بیا فتد . از خاکستر های آن مانند انقلاب فرانسه جمهوری های دیگر بر می خیزد ، و هر بار به مردم نزدیک تر باشد.
—————————
این مقاله برای اولین بار در روز 13 بهمن 1383 منتشر شده است.
1 - تودا رابا به زبان عبری یعنی خیلی ممنون مستر به زبان انگلیسی یعنی آقا
2 – نقل قول ها از رسالت 10 و 11بهمن جز آقای جنتی که از سایت شورای نگهبان و میردامادی از سایت رویداد روز 11 بهمن گرفته شده اند.