Sin Ebrahimi سین. ابراهیمی ebrahimisin@yahoo.fr

mai 31, 2007

بالهای اتمی پروانه و “مونیخ” تهران

Classé dans : Uncategorized — sin ebrahimi @ 7:03

در اسفند ماه  سه سال پیش، جرج بوش در سفر اروپایی خود در اسلواکی به خبرنگاران گفت: اروپا و آمریکا در مورد ایران اتفاق نظر دارند. این اظهار نظر در آن زمان جنبه خبری مهمی داشت. زیرا پس از سردی روابط اروپا و آمریکا در آغاز و ادامه جنگ عراق، اروپا با ابتکار عملی چشمگیر، پرونده اتمی ایران را در دست گرفت. سه وزیرامور خارجه اروپایی با سفرهمزمان به تهران، با پیشنهادات خود ایران را به مسیر گفتگو با اروپا کشاندند. این اتفاق نظر مورد اشاره بوش در روزهای قبل، در ضمن و پس از کنفرانس امنیتی اروپا بین کندالیزا رایس وزیر امور خارجه  و وزیران امور خارجه اروپا در مونیخ، به دست آمد. براساس این توافق آمریکا از تلاشهای اروپا برای حل چهار مشکل جامعه جهانی با ایران، یعنی برنامه اتمی، حمایت از تروریسم بین المللی، عدم رعایت حقوق بشر پشتیبانی می کند. در مقابل این صبر و انتظار ” ویت اند سی” آمریکا، اروپا هم تعهد کرد اگر نتیجه ای از این گفتگو ها حاصل نشد، در مقابل ارسال پرونده اتمی ایران به شورای امنیت سازمان ملل مقاومت نکند.

شهر مونیخ در یاد های تاریخی اروپایی ها بویژه ساکنین فرانسه و انگلیس واقعه هماهنگی این دوکشور با ایتالیای موسولینی و آلمان هیتلری و تسلیم به خواسته هیتلر برای تصرف چکسلواکی را به رخ می کشاند. اگر در مثال مناقشه ای نباشد. آنزمان هم سیاستمداران حاکم دوکشور با تسلیم در مقابل خواسته های هیتلرپس از تصرف اتریش، چکسلواکی را در طبق اهدایی خود به وی تقدیم کردند. چکسلواکی کوچک و ضعیف دیگر انتظاری از معاهده دوستی خود با فرانسه و انگلیس نداشت. اگر قدرت توسعه طلب آن زمان هیتلر نام داشت. دفاع از مردم مردم آلمانی الاصل “سودت” در چکسلواکی هم بهانه بود. اکنون اروپای 27که در حال تصویب کردن قانون اساسی در جستجوی شطی از سیاست خارجی بود تا با بهم پیوستن رود های سراسر قاره تبدیل به دریایی گردد که بتواند در جهان متلاطم امروز منافع اقتصادی و مصالح سیاسی وی را در برابر آمریکا و آسیا بویژه چین فردا محافظت کند.

 اگر همراهی عراق صدام با اروپا قبل از تجاوز آمریکا به آن کشور، به آنان حقانیت راه مستقلشان را نشان داد. دستگاه ولایت فقیه، با لجاجت و سرسختی دراجرای سیاست اتمی که من در مقاله* دیگری به آن پرداخته ام، امکان مانور زیادی رابرای اروپاییان باقی نگذاشته است. آیا ایران با زیر پا گذاشتن قرارداد پاریس با انداختن پوست موز زیر پاهای سه کشور اروپایی، سیاست خارجی خاورمیانه ای ارویاییان را به زیر سیطره آمریکا سوق خواهد داد؟

ادوارد لونز استاد هواشناسی دانشگاههای آمریکا، سه دهه پیش با شگفتی دریافت که یک تغییر جزیی در شرایط اولیه معادلات پیش بینی کننده وضع جوی، به نتایج دیگر و پیش بینی نشده در سیستم منجرگردد. مثلا با بالزدن پروانه ای در آسیا در آمریکا باران ببارد. وی این خاصیت را اثر پروانه ای نام نهاد. هرچند من با بسط این دریافت به تئوری آشوب مخالف هستم ولی تا آنجا که در تمامی پدیده ها نقاطی وجود دارد که تغییر اندک کمی دیگری آنها را به تغییر کیفی وا می دارد، با این استاد هواشناس هم رای هستم. در زندگی روزمره خود همواره مشاهده کرده ایم که قطره ای جامی رالبریز کرده باشد….چنین است که جمهوری اسلامی حد اقل دوبار بیش از وزن اقتصادی سیاسی خود بر سیاست های جهانی تاثیرگذاری منفی داشته است.


بار نخست آن، در گروگانگیری دیپلماتها و کارمندان سفارت آمریکا و بویژه تا خیر در آزادی آنها بود، که به شهادت تمام ناظران سیاسی با عقاید مختلف، باعث شکست جیمی کارتر و روی کار آمدن ریگان و گردش به راست دهساله در سیاست سراسر جهان بود. حتا برخی از پژوهشگران اروپایی که متخصص کشور های اروپای شرقی هستند، اعتقاد دارند در صورت پیروزی مجدد جیمی کارتر و پیشرفت سیاست های بر محور حقوق بشر وی سرنوشت جهان بر تغییر و تعالی تدریجی و مطلوبتر بود .

این بار سیاست های اتمی حکومت است که تاثیر منفی خود را بر تدوین یک سیاست خارجی مستقل اروپایی خواهد گذاشت. و فصل متحدان ویژه قانون اساسی اروپا را که گویی جامه آن بر تن ایران دوخته بودند. از نا چاری به تن همسایگان دیگر اروپا زیبنده تر خواهد نمود و ایران کماکان بازار مصرف آمریکا و سایر کشور های صنعتی باقی می ماند. و آن چه در کوتاه مدت نصیب ما می گردد، با به مسند رسیدن احمدی نژاد نوبری آن آغاز شده است.

ما« باید خود را برای اداره جهان آماده کنیم.» این جمله کلیدی سخنرانی محمود احمدی نژاد، روز 20 اردیبهشت 83 در جمع طلبه های حوزه های علمیه مشهد بود که سایت بازتاب نزدیک به محافلی از پاسداران، ما را از آن با خبر کرد. البته آن زمان صحبت های شهردار تهران را کسی جدی نمی گرفت، و اصولا شهردار شدن وی را هم تصادف مکانیکی و سقط جنین دموکراسی در انتخابات شورا ها می دانستند. ولی به مرور روشن شد این صدای خلافت اموی  روحانیون بنیادگرا و دستگاه ولایت فقیه است که از حنجره های وی با آهنگ وای بر مستضعفین بیرون می آید. دستگاه خلافتی که شاهکار وی ساختن بن بست در مسیر مردم ایران و وادار کردن آنان به انتخاب بین بد و بدتر است و اکنون پس از در تابوت گذاشتن سیاست تشنج زدایی دولت خاتمی، حامل سیاستی است که مردم را به مسیری می کشاند که نه راه پیش دارند و نه پس.

طارق پسر زیاد غازی اعزامی خلیفه اموی در راس گروهی برای فتح اسپانیا در آنسوی دریای مدیترانه، وقتی از تنگه ای که اکنون نام او را دارد به دشواری گذشت و همراهان او در مقابل تجهیزات و نفرات دشمن هراس زده شده و قصد  فرارداشتند، رو به سربازان خود کرد وگفت:

ـ ایهاالناس! این المفر؟….«های ای مردم به کجا می گریزید؟

دریا پشت سرتان، و دشمن در پیش روی شماست.» 

شاید این همان سرنوشتی باشد که دستگاه ولایت فقیه برای مردم ایران در تدارک است. یا رو در رویی با جهان در میان دشتی از خون و باروت و یا غرق در دریایی از فقر و نکبت. آن هم با یک تفاوت عمده:


اگر طارق پسر زیاد توانست جنوب اسپانیا را تصرف کند و در سالهای بعد، در برهه ای اندلس تبدیل به امیرنشین شکوفایی شد ـ که فقهای شیعه همواره کین عمیقی به متفکرین آن سرزمین داشته اند ـ و مسلمانان اسپانیا با سیاست تساهل و تعامل با دیگر اقوام و مذاهب برگهای زرینی در تاریخ اروپا نگاشتند،. اکنون دستگاه ولایت فقیه و رئیس جمهور دستبوس وی سرنوشت ـ سلطان ایده آل علامه مجلسی فقیه عالی مقام دستگاه ـ شاه سلطان حسین صفوی را در پیش رو دارند، که پس از دعاخوانی و مناجات و رمالی های فراوان قندهار، کرمان، سیستان و خراسان را با طیب خاطر به افغانها بخشید، پس ازاکراه نخستین در دادن دختر خود به محمود با عنوان این که:
 «دختر دادن شيعه به سنی ناممکن است.»

 ولی چند روز بعد آن را هم پیشکش کرد ولی ا فغانها اصفهان پایتخت را در محاصره گرفتند. سرانجام پس از شش ماه محاصره که مردم در آن از خوردن گوشت گاو، گوسفند، اسب، خر، سگ و گربه به خوردن اجساد آدمیان رسیدند. به روايت رستم التواريخ :

« درهمين ايام محاصره در مورقاپی اصفهان چهل شهزاده ريشدار و صد و ده شهزاده چهارده ساله ـ پانزده ساله يا کمتر که هنوز ريش برعارض شان ندميده بود، مي زيستند که حاصل همخوابی های پادشاه جمشيد نشان با زنان متعلقه يا کنيزان شان بودند.»


به قول نمايندهً شرکت هند شرقی انگليس ،حاضر در اصفهان آنروز « پادشاه قوی شوکت ايران بدون هيچگونه جلال و جبروت و شکوه سلطنتی از قصر خود سوار شد. او همچنين فردی بينوا و پريشان لباس به تن داشت و از آنجاکه آشفتگی خاطر از سر و روی ملازمانش می باريد، چنين می نمود که مراسم تشيع رسمی آن اعليحضرت انجام مي گيرد.» و به قولی دیگر، شاه نگون بخت ، افسرده ودلخسته سوار براسب عاريتی محمود در معبر پايتخت که مملو از جسد مردگان بود به دیدار او رفت و درآنجا با دست خود تاج سلطنت ايران را بر سر محمود افغان گذاشت.
ـــــــــــــــــــ
* دست نظامی ها از فعالیت علمی ـ اتمی کوتاه! سین.ابراهیمی

این مقاله در مرداد  1384 در سایت ها منتشر شده است

8 commentaires »

  1. خیلی عالی بود.

    Comment par پرویز ناظمی — septembre 21, 2007 @ 5:53 | Répondre

  2. شما را چه می شود؟ تنده جانم.

    Comment par نازک — septembre 21, 2007 @ 5:55 | Répondre

  3. 29 سال هست که رژيم براي بخشي وسيعي از اپوزيسيون بدون آنکه خود آنها بدانند مشي سياسي تعين مي نمايد. رژيم صدام را تحريک مي کند و مي خواست تا در عراق همانند ايران حکومت فقهاي شيعه برسر کاربياورد اما صدام نمي گذارد وپيش دستي مي کند وبه ايران حمله مي کندوخميني از جنگ استقبال مي کند واز شادي در پوستش نمي گنجد وجنگ را نعمت و رحمت الهي مي نامد.هشت سال تمام به جيب اسلحه فروشان جهان در آمد باد آورده سرازير مي شود.جبهه ضد اسرائيلي اعراب به جبهه ضد ايراني تغيير مي يابد واعراب دشمني بنام اسرائيل را فراموش مي نمايند وهمگي به جزء چند کشور عربي به سراغ ايران مي آيند و بدين لحاظ اسرائيل به ايران سلاح ارزان سرازير مي کند تا آتش جنگ هرچه بيشتر شعله ور شود تا اعراب مشغول ايران گردند تا اسرائيل فراموش گردد.اپوزيسيون همچنان بدنبال رژيم جنگ طلب ،جنگ خانمانسوزرا ميهني مي نامداپوزيسيوني که خود را ضد امپرياليست مي داند در دنباله روي از رژيم اسلامي به امپرياليست خدمت مي نمايد.

    Comment par ناصر مستشار — septembre 21, 2007 @ 10:41 | Répondre

  4. از آنجائي که تهديد اتمي ملايان فرامنطقه ائي وجهاني شده است لاجرم رژيم ايران خود را در چالش با تمام جهان قرار داده است و بدين لحاظ برخورد با رژیم ايران نيز جهاني شده است. در همین رابطه وزیر امور خارجه فرانسه این موضوع را اینچنین بیان می کند (وی با بیان اینکه فرانسه، ایران مجهز به سلاح اتمی را تهدیدی برای امنیت جهانی می داند، خطاب به کسانی که خواستار ملایمت در قبال ایران هستند،مدعی شد: به ماجراجویی کنونی ایران نگاه کنید و تصور کنید که اگر تهران روزی از چتر حمایتی اتمی برخوردار شود، چه می شود.*دعواي جمهوري اسلامي ديگر تنها داخلي با مردم ايران نيست بلکه با تمام جهانيان هست.رژيم ايران مي خواهد به زور قدرت اتمی در سطح جهان بشود تا مهديشان که حتما روزي يکي از آخوند هاي خودشان هست ظهور نمايد. پس مردم ايران با موقعيتي مانند جنگ ايران وعراق و مشکل مرزي مثل اروند رود وجزاير سه گانه خلیج فارس روبرونمي باشند تا بدان دفاع ملي صورت بگيرد. کشور هاي مخالف اتمي شدن رژيم ايران به هيچ وجه چشم طمع به خاک ايران ندارند وخواهان پياده کردن سرباز به خاک ايران نيستند واساسا اگر جنگي به وقوع بپيوند آنقدر پيشرفته و مجهز به تکنولوژي خواهد بود که آدمي قيافه دشمن را زيارت نخواهد کرد تا حس ناسيوناليستي افراد تحريک بشود و بدين لحاظ تجزيه ايران در برنامه آنها نمي باشدو ازاين گذشته تجزيه ايران در اختيار آنها نيست که به راحتي صورت بگيرد.جمهوري اسلامي ،ايران را باهمين مساحت از شاه طي يک انقلاب ارتجاعي واسلامي به چنگ خود آورده است واينک مخالفين جمهوري اسلامي نيز در روند يک مبارزه تنگاتنگ بايد ايران را با همان مساحت قبلي از آخوند ها تحويل بگيرند وبه همان مساحت در چهار چوب دمکراتيک حفظ نمايند.

    Comment par ناصر مستشار — septembre 21, 2007 @ 10:54 | Répondre

  5. ما طرفداران سرنگوني رژيم جمهوري اسلامي 28 سال هست که در جنگي بي امان با سردمداران

    رژيم ارتجاعي حاکم برايران در گير هستيم. سئوالها اينها هستند؟ اگر حمله نظامي بيگانگان به جمهوري اسلامي به وقوع بپيوندد تا مراکز اتمی رژیم اسلامی نابود گردد ،چه بر سر جنگ ما با رژیم که از 28 سال پيش عليه جمهوري اسلامي آغاز کرده ايم خواهد آمد؟آیاجنگ عليه جمهوري اسلامي را رها مي کنيم وبه کمک نظام جمهوري اسلامي مي شتابيم که دشمن ما است؟آیاهمزمان عليه جمهوري اسلامي وبيگانگان مي جنگيم؟تنها عليه جمهوري اسلامي می جنگيم بدون آنکه از بيگانگان کمک بگيريم يا اينکه با کمک بيگانگان به جنگ خود عليه جمهوري اسلامي ادامه مي دهيم؟ مستقلا عليه بيگانگان وجمهوري اسلامي مي جنگيم؟ و يا عليه بيگانگان نمي جنگيم اما جنگ آنها را بطور سياسي محکوم مي کنيم ولي به جنگ خود عليه جمهوري اسلامي همچنان ادامه مي دهيم؟ پاسخ به همه اين سئوالات بايد از هم اکنون از جانب مخالفین رژیم اسلامی روشن وآماده شود چون قرائن نشان مي دهد که نهايتا جمهوري اسلامي ميهن ما را مانند همه عمرش با تلخکاميها روبرو خواهد ساخت وجاي هيچ مفري نيست.

    همين ديروز به احمدي نژاد جنگ طلب وماجراجو لقب “سقراط زمانه “اعطاء کردند.سئوال اساسي در اينجاست ،مگر در اسلام عزير” مشاهير مسلمان” کم آمده است که به سراغ فيلسوفان غير مسلمان رفته اند؟ در ثانی سقراط به هیچ وجه بدنبال جنگ وستیز نبود بلکه او یک فیلسوف شناخته شده ائی بود وهست که تنها یکی از شاگردانش بنام اسکندر فرزند فیلیپ سردار مقدونی به جنگ وغارت روی آورد! رژيم دجال اسلامي حاکم برايران براي تزئين ” سبد ميوه ” خود به هرچيزي متوسل مي شود.روزي از کاسترو کمک مي گيرد وروز ديگر از چاوز تا سبد خود را خوش رنگ نمايد.بيچاره سقراط اگر به نحوي باخبر مي شد که چه کسي خود را به نيابت از او در هزاره سوم به جهانيان غالب کرده است ،حتما استخوانهايش در قبر به تکان خوردن مي افتاد!

    Comment par ناصر مستشار — septembre 21, 2007 @ 11:00 | Répondre

  6. درضمن مردم عراق در بدو سرنگوني صدام به شادي پرداختند اما سپس تروريسم وارداتي از هرسوي به عراق سرازير شد.همه به خوبي مي دانيم که تمام تحليل گران سياسي آنموقع سرنگوني صدام را بدست مردم عراق غير ممکن ارزيابي کرده بودند ،همين موضوع متاسفانه کم وبيش در باره رژيم ايران نيز صدق مي کند اما جنبش سياسي ايرانيان به مراتب از عراق پيشروتر مي باشد و ايرانيان تا کنون ثابت کرده اند که برخلاف عراق از خود لياقت تشکيل حکومت ملي رابيشتر دارامي باشند .

    Comment par ناصر مستشار — septembre 21, 2007 @ 11:13 | Répondre

  7. شعار محوري در مرحله کنوني مي تواند اينگونه تنظيم شود. سرنگون باد رژيم حکومت اسلامي،زنده باد صلح پايدار ملتهاي جهان !
    رژيم به دروغ خود را صلح طلب نشان مي دهد که بايد افشاء گردد!رژيم در سايه همين دروغگوئي دست به مظلوم نمائي زده است تا پيرامونش را اپو زيسيون احساساتي و بي برنامه پر کند.اگر رژيم به دام صلح طلبي دروغين رژيم راضي شود وگول بخورد بازهم رژيم مانند 29 گذشته پيروز شده است و اپوزيسيون خلع سلاح شده است

    Comment par ناصر مستشار — septembre 22, 2007 @ 2:54 | Répondre

  8. بگذاريم تا در دقيقه نود خود رژيم مواضع اش را تغيير بدهد نه اپو زيسيون ! در جريان آزاد سازي گروگان هاي امريکائي با تهديد امريکا در دوره رياست جمهوري ريگان وبعد در پايان جنگ هشت ساله و غيره اين رژيم بوده است که کرنش کرده است .چراکه اپو زيسيون که وزنه ائي نيست ،حتي اگر اپو زيسيون مواضع اش را به نفع يکي از جناح ها تغيير بدهد بازهم نقشي بازي نمي کند. اگر ما مخالفين جمهوري اسلامي فکر مي کنيم عددي نيستيم پس چرا مي خواهيم اين عدد بي ارزش را خرج کنيم .وقتي خودمان مي دانيم که هيچ بقالي به اين عدد بي ارزش کالا نمي فروشد چرا مي رويم به بقالي ومنت بقال را مي کشيم . وقتي ما را به ده راه نمي دهند چرا سراغ کدخدا را مي گيريم .اگر رژيم مي گويد اپوريسيون ارزشي ندارد پس چرا ناز همين اپو زيسيون ناقابل را مي کشد؟ اپو زيسيون تنها در پافشاري بر مواضع اصولي مي تواند نيروي مردم را جمع آوري کند تا عليه رژيم مبارزه کند.مردم از اپوزيسيون متزلزل بيزارند.مردم در انقلاب 57 تنها از شاپور بختيار خاطره خوبي در حافظه خود نگاه داشته اند وگرنه هرکس که در انقلاب شرکت کرده در برابرچشمان مردم يک سکه سياه شده است.اگر همين الان در کنار رژيم قرار بگيريم همانند همان خطائي است که قبلا در کنار خميني قرار گرفتيم ومردم مرا نخواهندبخشيد.

    Comment par ناصر مستشار — septembre 22, 2007 @ 10:00 | Répondre


Flux RSS des commentaires de cet article. URI de Trackback

Laisser un commentaire

Publié sur WordPress.