چند هفته پیش به مناسبت نمایش فیلم 300 در آمریکا و اروپا، موجی بسیار قوی از اظهار نظر ایرانیان در داخل و خارج از کشوردر انتقاد از این فیلم بوجود آمد. به دنبال آن وزرا و ائمه جمعه هم وارد ماجرا شدند تا از این نمد کلاهی برای دولت در مانده احمدی نژاد بسازند. بارها دیده ایم که ابراز نظریات و احساسات صادقانه، پاک و میهن دوستانه جوانان ایران مورد سوء استفاده این و آن قرار گرفته باشد.
به نظرمن هیچ جنگ توسعه طلبانه ای، تجاوز به سرزمین دیگران به هربهانه ای و هر علتی قابل دفاع نیست. حال این جنگ توسعه طلبانه می خواهد از سوی آمریکا در عراق به بهانه استقرار دموکراسی باشد و یا آن لشگرکشی از سوی شاهان ایران به یونان با بهانه های واهی تر.
متاسفانه یکی از میراث های خانواده پهلوی در ایران، ناسیونالیسم نامتجانس و ناهمگن مبتنی بر شیعه جمکرانی ایرانی است. ناسیونالیسمی که از تلفیق فرهنگ پایان ساسانیان وغلوگرایی شیعیان جمکرانی به وجود آمده است که اولی توخالی و پوسیده شده بود و دومی از زمان آل بویه، فره ایزدی شاهنشاهی را در قالب امامت و ولایت دمیده و آن راعلیه دیگر مسلمانان صیقل داده است، چنان که نماز خواندن در جمکران را بیش ازبه جا آوردن آن در مکه صاحب ثواب می داند. من در مقاله دیگری خطری که از این ناسیونالیسم ایران را تهدید می کند، بیان خواهم کرد.
آن چه که امروز برای شروع کار وبلاگم می خواهم به آن اشاره کنم ، یکی خطاب به مسئولین حکومتی است؛ که اگر از نمایش چنین فیلم هایی ناراحت هستند. راه آزادی فیلمسازی و نمایش بدون سانسور آن را باز کنند تا این استعداد فراوان فیلمسازان ایرانی به زبان آید و فیلم های مثبت و اثباتی در این عرصه تولید کنند. سپس گفتن این مطلب است که انتقاد ما از چنین فیلم هایی بجاست اما نباید به فیلمهای تجارتی که درهالیوود تولید می شود زیاد بها داد وگرنه نیرو و انرژی خود را از به کار بردن آن در مسیری که اکنون ضروت اساسی جامعه است محروم کرده ایم .
اکنون سیاست های اتمی حکومت، ایران را به تقابل با جهان کشانده است و پایه و اساس کشور را درعرض سطح جغرافیایی و درطول تداوم تاریخی یکپارچه آن به خطر انداخته است. در پایان من این جوانان پرشور و میهن دوست را پس از تماشای فیلم 300 به تماشای قصر مینوتور آتن** دعوت می کنم. در مقاله دیگری* در این مورد توضیح داده ام که بحران اتمی کنونی، در حقیقت حاصل امتزاج خواسته دستیابی به فن آوری هسته ای متعلق به همه ملت با سیاست توسعه طلبی مبتنی بر ناسیونالیسم جمکرانی حکومت در منطقه است؛ که آن را به هیولایی آدمخوار مانند مینوتور از اساطیر یونانی تبدیل کرده است، که اکنون قصری هزار تو (لابیـرنت) برای آن ساخته شده است. بحران اتمی در حال گسترش مانند آن هیولا از گوشت جوانان میهنمان ارتزاق و ویرانی کشورمان را فراهم خواهد کرد. این بلاهت سیاسی در عرصه اتمی ما را در مسیر هزار تویی وارد کرده است که خروج از آن حتا برای سازندگان این لابیـرنت اتمی دیپلماتیک هم ساده به نظر نمی رسد. اکنون به نظر می رسد قصر مینوتور دیگری در حال ساختن برای ملوانان دستگیر شده بر روی اروند رود هستند. ما باید ریسمان ورد به این قصر های هزار تو را با مردم صلح طلب جهان در دست بگیریم تا با فشار برحکومت، این بحران اتمی با انجام خواسته های آژانش بين المللی انرژی اتمی که با تایید شورای امنيت ضمانت اجرايی یافته، حل گردد و از تعميق وگسترش جنگ خانمانسوز در منطقه خود داری شود و ایران بتواند از قصر مینوس اتمی به سلامت بیرون آید.
_________________________________
* برای حجله های اتمی در ایران دیگرجایی نیست.
** مینوتور نام موجود نیمه انسانی بود که سرگاو داشت و از امتزاج گاوی با پازیفه زن مینوس پادشاه کرت به دنیا آمده بود. مینوس برای مخفی نگهداشتن آن ماجرا دستور ساختن قصری هزار تو(لابیرنت) را داد که هر که از سرکنجکاوی وارد آن می شد تا فرزند ملکه راببیند، راه خود را گم می کرد و تلف می شد، مینوتور در قلب این قصر لابیرنتی جای داشت و هر هفت سال یک بار هم هفت دختر و هفت پسر از آتن به عنوان خراج می گرفت تا صرف خوراک مینوتور گرفته می شود. سرانجام تزه جوان آتنی برای رهایی آتن، پایان دادن به خراج و مرگ جوانان آتن داوطلب کشتن مینوتور می شود وقتی به کرت می رسد دل آریان دختر مینوس را به دست می آورد و به کمک او با در دست گرفتن ریسمانی وارد لابیرنت می شود. پس از کشتن مینوتور به کمک همان ریسمان راه خروجی را یا فته و بیرون می آید.
آرشیو مقالات منتشر شده: